تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
زيرا من شخص را به خاطر كرامتى كه در پيشگاهم دارد ثروتمند و به سبب خوارى و ذلّتى كه در پيشگاهم دارد فقير نمىكنم . ليكن روزى هر كس را بخواهم وسعت مىدهم و به موجب و مقتضاى حكمت روزى را مقدّر مىكنم بلكه آنها خود كارهايى مىكنند كه مستحقّ خوارى مىشوند و هر گاه با دادن مال زياد به آنان اكرام مىكنم آنچه را كه لازم است از مالشان بپردازند و يتيم را اكرام نمايند انجام نمىدهند .
وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ
؛ و خاندان خود را به غذا دادن به مسكين ترغيب نمىكنند .
وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا
؛ همانند چهار پايان مىخورند و خوردن را دوست دارند ، و به دادن مال بخل مىورزند . « تكرمون » و فعلهاى بعد از آن با ( تاء ) و به صورت مخاطب قرائت شده است .
وَ لا تَحَاضُّونَ
؛ ( و لا يحاضون ) به صورت غايب نيز قرائت شده يعنى بعضى از شما بعضى ديگر را ترغيب نمىكنند .
أَكْلًا لَمًّا
؛ هر گاه ميان حلال و حرام جمع كند يعنى در خوردنشان ميان سهم ميراث خود و ديگران جمع مىكنند زيرا آنان به زنان و كودكان ارث نمىدادند و ميراث آنها را با ميراث خود مىخوردند ، بعضى گفته‌اند : ميراث را به صورت گسترده‌اى مىخوردند و حقوقى را كه در مال بر آنها واجب شده بود نمىدادند .
وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا
؛ مال را بسيار دوست مىداشتند و نسبت به آن سخت حرص مىورزيدند .
كَلَّا إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا
؛ « كلّا » ، منع آنها از محبّت مال و زشت شمردن كار آنهاست سپس آنها را تهديد مىكند و حسرت و افسوس خوردن آنها در مورد تفريطشان در آن كار را يادآور مىشود . در هنگامى كه حسرت سودى ندارد .
دَكًّا دَكًّا
؛ يعنى از هم پاشيدن كوه‌ها پياپى و مكرّر است تا زمين مانند بيابانى صاف