تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
بهشت مىرود ] و گرنه [ به فرشتگان ] گفته مىشود بنگريد پس اگر عمل مستحبّى داشته باشد اعمالش با آن كامل مىشود و چون از حساب فارغ شود او را به بهشت هدايت مىكنند .
فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ
؛ خداوند اين آيه را به
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ
متّصل ساخته و گويى فرموده است : خداوند از انسان جز بندگى چيزى نمىخواهد و او براى كيفر دادن گنهكار در كمين است اما آدمى جز به دنيا به چيزى اهميّت نمىدهد و هر گاه خدا او را آزمود و به او اكرام كرد و در مال وسعتش بخشيد [ مىگويد : ]
فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ
؛ مىگويد : پروردگارم مرا محترم و گرامى داشته است ، اين آيه خبر مبتدايى است كه انسان است و براى اين ( فاء ) بر فعل قول داخل شده كه در « امّا » معناى شرط هست و ظرفى كه بين مبتدا آمده [ از باب اتّساع در ظروف ] تقديرا متأخّر مىباشد و تقدير جمله مهما يكن من شىء فالإنسان قائل ربى اكرمنى وقت الابتلاء است . يعنى هر چه باشد انسان مىگويد : پروردگارم در هنگام امتحان مرا محترم داشته است . توسعه در رزق و مقدّر ساختن آن « ابتلاء » ناميده شده چون هر يك از آن دو براى آزمودن بنده است كه آيا شكرگزار است يا در هنگام توسعهء رزق ناسپاس ، صابر است يا در برابر مقدّرات بىتابى مىكند بنا بر اين حكمت در هر دو يكى است و نظير اين جاست آيهء :
وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً
؛ « و ما شما را با بديها و نيكيها آزمايش مىكنيم » . ( انبياء / 35 ) .
فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ
؛ « قدر » به تشديد و تخفيف ( دال ) قرائت شده است .
فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ
؛ در هنگام وقت « اكرمن » و « اهانن » به سكون « نون » قرائت شده در نزد كسى كه ( ياء ) را در درج كلام ساقط كرده و بجاى آن به كسره اكتفاء كرده است .
كَلَّا بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ
؛ « كلّا » منع از اين گفتار است يعنى چنان كه او گفته نيست