تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
دست زدن شيطانها منزّه است .
بِأَيْدِي سَفَرَةٍ
؛ و تنها دست فرشتگان پاك به آن مىرسد كه كتابها را از لوح محفوظ استنساخ مىكنند .
كِرامٍ بَرَرَةٍ
؛ در پيشگاه پروردگارشان محترم و متّقى و پاك‌اند .
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ
؛ اين آيه نفرينى بر انسان است و ( ما اكفره ) شگفتى از افراط آدمى در ناسپاسى از نعمتهاى خداست ، آن گاه آغاز پيدايش انسان و انجام كار او و نعمتهاى اصلى و فرعى كه بشر در آن غرق است و بايد او را به ايمان و توحيد كه موجب سپاس و عبادت است ، توصيف مىكند و مىفرمايد :
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ
؛ يعنى آدمى را از چه چيز پستى ايجاد فرموده است سپس به بيان آن شىء پست پرداخته و مىفرمايد :
مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ
؛ از نطفه‌اى او را آفريد و آن را براى آنچه شايسته است و مختص اوست حالى پس از حالى و طورى بعد از طورى مهيّا ساخت ، نطفه ، علقه تا آخر خلقتش .
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ
؛ « سبيل » منصوب به فعل مقدّرى است كه « يسّره » آن را تفسير مىكند . يعنى ، ثمّ سهّل سبيله . سپس راه خروج آن را آسان ساخت و خداست كه او را از شكم مادرش بيرون مىآورد ، يا خدا با توانايى دادن به او ، راهى را كه از ميان دو راه خير و شرّ براى سلوك بر مىگزيند براى او آسان فرمود ، و نظير اين آيه است ،
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
؛ « و او را به راه خير و شرّش هدايت كرديم » . ( بلد / 10 ) از ابن عبّاس روايت شده كه خداوند براى انسان راه خير و شرّ را بيان فرموده است .
ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ
؛ سپس او را بميراند و از باب گرامى داشت او را داراى گورى قرار داد كه در آن دفن شود و او را طورى قرار نداد كه در بيابان افكنده شود و طعمهء درندگان و پرندگان قرار گيرد .