تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
مَتاعاً لَكُمْ
؛ يعنى [ همهء آنها را ] براى بهره‌ورى شما قرار داديم .
فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ
؛ « صاخّه » صيحهء قيامت است ، پس هر گاه صيحهء قيامت بيايد ، و از آن جهت صاخّه فرموده كه گوشها را چنان مىخراشد كه احتمال كر شدن آنها مىرود .
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
؛ روزى كه انسان از نزديكترين خويشاوندانش مىگريزد چون سرگرم به كارهاى خودش است يا براى پرهيز از بازخواستهاى آنها از ناراحتيهايى است كه در دنيا از او داشته‌اند مثلا برادر مىگويد : در مال خود نسبت به من مواسات را رعايت نكردى و والدين در نيكى به ما تقصير كردند و مادر به من غذاى حرام خورانيد و كار خلاف كرد و فرزندان مىگويند كه والدين ما را تعليم نداده و ارشاد نكردند .
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
؛ هر يك از مردم در اين روز وضعى دارند كه پرداختن به آن آنها را به خود مشغول و سرگرم مىكند .
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ
؛ در اين روز چهره‌هايى مىدرخشد ، از اسفر الصّبح ، هر گاه صبح بدرخشد . از ابن عبّاس روايت است كه چهره‌ها از قيام در شب به عبادت درخشان است ، و در حديث است كه هر كس در شب بسيار نماز بخواند چهره‌اش در روز نيكو شود « 1 » .
وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ
؛ منظور از غبره ، غبار است . بر روى چهره‌هايى غبار است .
تَرْهَقُها قَتَرَةٌ
؛ بر روى آن چهره‌ها سياهى نشسته است كه همانند دود است .
هامش
( 1 ) - و فى الحديث ، من كثر صلوته بالليل حسن وجهه بالنّهار .