تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
( ابن امّ مكتوم ) عرض كرد : اى رسول خدا برايم قرائت كن و از آنچه خدا به تو آموخته به من بياموز و اين تقاضا را تكرار مىكرد و از سرگرمى پيامبر به آن گروه بىخبر بود پس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از اين كه وى سخنش را قطع مىكرد ناراحت شد و چهره درهم كشيد و روى به حضّار آورده به سخن گفتن پرداخت ، پس اين آيات نازل شد . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله [ پس از اين جريان ] هر گاه ابن امّ مكتوم را مىديد احترام مىكرد و مىفرمود : آفرين بر كسى كه خدا مرا در مورد او سرزنش كرد . پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله دو بار او ( ابن امّ مكتوم ) را در مدينه جانشين خود قرار داد .
أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى
؛ أن جاء ، به اختلاف دو مذهب ، منصوب به فعل ( تولّى ) يا ( عبس ) است ، يعنى عبس لأن جاءه الأعمى و أعرض لذلك ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله براى اين كه نابينايى نزد او آمد چهره در هم كشيد و روى برگرداند « 1 » . روايت شده كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله پس از اين جريان هرگز بر روى فقيرى چهره درهم نمىكشيد « 2 » . و به ثروتمندى [ به خاطر مسلمان شدن ] روى نمىآورد .
وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى
؛ يعنى چه چيز تو را از حال اين نابينا آگاه ساخته شايد به وسيلهء آنچه از دين فرا مىگيرد پاك شود .
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى
؛ يا متّعظ شود و پند تو به حالش مفيد افتد . بعضى گفته‌اند : ضمير در ( لعلّه ) به كافر بر مىگردد يعنى اى پيامبر تو طمع كردى كه كافر با اسلام آوردن پاك شود يا متذكّر شده و حقّ را بپذيرد ، و نمىدانستى كه آنچه طمع كردى در او محقّق خواهد شد .
هامش
( 1 ) - مقصود از شخصى كه با آمدن نابينا چهره درهم كشيد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نيست بلكه آيه دربارهء مردى از بنى اميه نازل شده است و اين آيه خبر محض است و از مخبر عنه خبر نداده است و متوجه به پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله نيست . چنان كه سيد مرتضى ( ره ) به آن تصريح كرده است . به مجمع البيان ، ج 5 ، چاپ صيدا ، ص 437 رجوع شود . علاوه بر آياتى كه سيد مرتضى براى عدم توجه آيه به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آورده است آيات ديگرى نيز بر عدم توجه آيه به پيامبر دلالت دارد . ( 2 ) - روى انه عليه السّلام ما عبس بعدها فى وجه فقير قطّ و لا تصدّى لغنىّ .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 561 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى