صورتهايى در آن روز گشاده و نورانى است ، ( 38 )
خندان و مسرور است . ( 39 )
و صورتهايى در آن روز غبار آلود است ، ( 40 )
و دود تاريكى آنها را پوشانده ، ( 41 )
آنها همان كافران فاجرند . ( 42 )
تفسير :
خداوند سبحان پس از برشمردن نعمتهايى كه در خور انسان است به ذكر نعمتهايى پرداخته كه آدمى بدان نيازمند است و فرموده :
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ
؛ بايد آدمى به غذايى كه قوت و روزى اوست بنگرد كه چگونه آن را براى روزى او مهيّا ساختهايم .
أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا
؛ « انّا » به كسر همزه نيز قرائت شده بنا بر اين كه جملهء مستأنفه باشد . به فتح قرائت شده بنا بر اين كه بدل از طعام باشد ، منظور از « ماء » باران است .
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا
؛ آن گاه زمين را به گياهان شكافتيم .
فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا
؛ مقصود از « حبّ » جنس حبوباتى است كه آدمى از آن تغذيه مىكند .
وَ عِنَباً وَ قَضْباً
؛ انگور را به علّت منافع فراوانش به ياد كردن امتياز داده است . و « قضب » رطبهاى نارسى است كه يكى پس از ديگرى مىافتد تا علوفهء چهارپايان شود .
وَ حَدائِقَ غُلْباً
؛ و باغهايى كه درختانش درهم پيچيده است و اصل آن از غلب الرّقاب ، گردنهاى ستبر است ، و براى درختان ستبر و درهم پيچيده استعاره آوردهاند .
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
؛ و ديگر ميوهجات و چراگاهها ، چراگاه را از اين نظر « ابّ » مىگويند كه قصد مىشود و مردم دنبال آن مىروند « ابّ » و « امّ » نظير يكديگرند .
شاعر مىگويد :
جذمنا قيس و نجد دارنا * و لنا الأبّ به و المكرع « 1 »
هامش
( 1 ) - ما از قبيلهء قيس هستيم و خانهء ما نجد است و در نجد چراگاه و آبشخور داريم . تفسير كشّاف ، ج 4 ، ص 704 - م .