بيهودهاى مىشنوند و نه دروغى . ( 35 )
اين جزايى است از سوى پروردگارت و عطيّهاى است كافى . ( 36 )
همان پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است ، پروردگار رحمان ، و هيچ كس حق ندارد بىاجازهء او سخنى بگويد ( يا شفاعتى كند ) . ( 37 )
اينها در آن روز واقع مىشود كه ( روح ) و ( ملائكه ) در يك صف قيام مىكنند ، و هيچ يك جز به اذن خداوند رحمان سخن نمىگويند : و آن گاه كه مىگويند صواب مىگويند . ( 38 )
آن روز حق است ، هر كس بخواهد راهى به سوى پروردگارش بر مىگزيند . ( 39 )
ما شما را از عذاب نزديكى بيم مىدهيم ، اين عذاب در روزى خواهد بود كه انسان آنچه را از قبل با دستهاى خود فرستاده مىبيند ، و كافر مىگويد : ( اى كاش خاك بودم ) ! ( 40 )
تفسير :
إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً
؛ در معناى « مرصاد » دو وجه است :
1 - حدّى است كه رصد در آن است يعنى حدّى است براى متجاوزان از حدود الهى كه براى كيفر شدن در آنجا مراقبت مىشوند و همان محل عذاب ، جاى بازگشت آنهاست .
2 - كمينگاهى براى بهشتيان است كه فرشتگان انتظارشان را مىكشند تا در آن جا از آنها استقبال كنند چون عبور بهشتيان از آنجاست و جايگاه [ دائمى ] كسانى است كه از حدود الهى تجاوز كردهاند .
از حسن و قتاده روايت است كه مرصاد ، راه و گذرگاهى براى بهشتيان است .
لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً
؛ « لابثين » لبثين نيز قرائت شده است و احتمال قرائت لبثين قوىتر است چرا كه « لابث » كسى است كه « لبث » از او موجود شود ولى مقتضاى « لبث » ، درنگ كردن است مانند كسى كه به جايى بچسبد كه احتمال جدا شدنش نرود .