إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفازاً
؛ محقّقا تقوا پيشگان به خواستهء خود مىرسند ، يا در محل رستگارى هستند بعضى گفتهاند : از آنچه دوزخيان بدان گرفتارند رهايند ، يا در محل رهايىاند ، « مفاز » به كلمات بعد از خود تفسير شده است .
حَدائِقَ وَ أَعْناباً
؛ منظور از حدائق ، باغهايى است كه انواع درختان ميوهدار در آن وجود دارد ، اعناب ، بوتههاى انگور است .
وَ كَواعِبَ أَتْراباً
؛ كواعب ، دوشيزگانى هستند كه تازه پستانهايشان بالا آمده و مدوّر شده است ، أتراب ؛ زنانى هستند كه با همسرانشان همزاد و همسالند .
وَ كَأْساً دِهاقاً
؛ جامهايى پر و لبريز . و ادهق الحوض ، يعنى حوض را پر آب كرد .
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً
؛ در بهشت سخنى بيهوده نشنيده و بعضى بعض ديگر را تكذيب نمىكنند . « كذاب » بدون تشديد به معناى كذب ( دروغ ) يا مكاذبه « به يكديگر دروغ گفتن » نيز قرائت شده است .
جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً
؛ « جزاء » مصدر تأكيدى است و معناى
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفازاً
، آن را نصب داده و گويى فرموده است : جازى المتّقين بمفاز ، تقوا پيشگان را به رستگار شدن پاداش داده است .
« عطاء » مفعول جزاء و منصوب است يعنى خداوند به متّقين به مقدار كافى ببخشد .
حِساباً
؛ صفت و به معناى [ مقدار ] كافى است و از أحسبنى الشّىء است هر گاه به مقدار كافى به من ببخشد تا بگويم مرا بس است ، گفته شده : بر حسب اعمالشان به آنها ببخشند .
رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . .
؛ ربّ السّماوات ، و الرّحمن [ به دو اعتبار ] مرفوع قرائت شده است :
1 - در اصل هو ربّ السّماوات الرّحمن ، بوده است .
ربّ السّماوات ، مبتدا و الرّحمن صفت آن باشد .