تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
لباسى از مس گداخته در آتش و چسبيده به بدن ، بر تن دارند . اما آنها كه به صورت ميمونند مردمان سخن چين‌اند ، و آنها كه به صورت خوكند حرام خورهايند ، و آنها كه وارونه‌اند رباخوارانند ، و نابينايان قاضيانىاند كه در داورى ستم مىكنند ، و كر و لالها اشخاصى هستند كه به اعمالشان مغرورند ، و آنها كه زبانشان را مىجوند عالمان بىعمل و داستانسرايانى هستند كه كردارشان مخالف با گفتارشان است و دست و پا بريده‌ها كسانىاند كه همسايگان را مىآزارند ، و آويخته شدگان بر شعله‌هاى آتش كسانىاند كه از مردم در پيش سلطان سعايت مىكنند ، و آنها كه بدبوتر از مردارند كسانىاند كه از شهوات و لذّتها پيروى كرده و حق خدا ( خمس و زكات و غيره ) را از اموالشان نمىپرداختند . اما آنها كه لباسشان از مس گداخته در آتش است متكبّران و فخر فروشانند « 1 » .
وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً
؛ « فتحت » با تشديد و بدون آن قرائت شده است يعنى درهاى گشوده آسمان براى فرود آمدن فرشتگان بسيار است . و گويى جز درهاى گشوده درى نيست مانند آيه :
وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً
« و زمين را شكافتيم و چشمه‌هاى زيادى بيرون فرستاديم » ( قمر / 12 ) گويى تمام آنها چشمه‌هايى جوشان است . بعضى گفته‌اند : منظور از ابواب ، راههاست ، يعنى مانع كنار مىرود و جاى آن باز شده راهى مىشود كه هيچ چيز آن را مسدود نمىكند .
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً
؛ فكانت سرابا مانند آيهء شريفهء :
فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا
، است يعنى به سبب پراكنده شدن اجزايش به صورتى در مىآيد كه گويى چيزى نيست .
هامش
( 1 ) - حديث بسيار طولانى است به متن جوامع الجامع ، چاپ سنگى ، ص 526 ، رجوع كنيد - م .