تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
و ثجّ ، ريختن خون قربانى است .
لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً
؛ تا به وسيلهء باران آنچه قوت و روزى آدمى است مانند گندم و جو و علوفهء دامها چون كاه و علف بيرون بياوريم چنان كه خداوند فرمود :
كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَكُمْ
« هم خودتان بخوريد و هم چهارپايانتان را در آن به چرا بريد . ( طه / 54 ) .
وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً
؛ و باغهايى كه پيچيده به درختان است ، الفاف به معناى پيچيده ، مفرد ندارد مانند أخياف ؛ بعضى گفته‌اند : مفرد الفاف ، لفّ است .
إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً
؛ دو معنى دارد : 1 - براستى كه روز قيامت در حكم خدا داراى حدّى است كه به وسيلهء آن ، وقت دنيا مشخص شده و در آن وقت ، دنيا پايان مىپذيرد . 2 - براى آفريدگان حدّى است كه در هنگام رسيدن به آن حدّ به پايان مىرسند ( مىميرند ) .
يَوْمَ يُنْفَخُ
؛ بدل از « يوم الفصل » يا عطف بيان براى آن است .
فَتَأْتُونَ أَفْواجاً
؛ امّتها [ گروه گروه ] از گورها به جايگاه حساب مىآيند و هر امّتى همراه امام خود مىباشد و گفته‌اند : منظور جماعتهاى مختلف است . از معاذ روايت است كه از رسول خدا راجع به اين جمله پرسيد پس حضرت فرمود : ده صنف از امّتم پراكنده محشور مىشوند كه خدا آنها را از ديگر مسلمانان جدا ساخته و صورتهايشان را تغيير داده است بعضى به صورت ميمون و برخى به صورت خوك و بعضى بدنشان وارونه است ، پاهايشان به بالا و صورتشان پايين است و با صورتشان بر زمين كشيده مىشوند ، برخى نابينا و ناشنوايند بعضى زبان خود را كه بر سينه‌هايشان آويخته است مىجوند و از دهنهايشان چرك جارى است كه اهل محشر از كثافت و بوى آن ناراحت مىشوند ، بعضى دست و پا بريده و برخى به زبانه‌هايى از آتش آويزانند بعضى از آنها بدبوتر از مردار گنديده‌اند و برخى