از ابن عباس روايت است كه تمام آنچه را خدا از نعمتهاى موجود در بهشت در قرآن ياد كرده نظيرش در دنيا وجود ندارد ولى به چيزى [ از اشياء دنيا ] نام برده كه شناخته شود ، و چشمه زنجفيل ناميده شده چون در آن مزهء زنجفيل هست يعنى چشمه به طعم زنجفيل است و در آن مزهء گزندهاى نيست بلكه بر عكس گواراست گويند : شراب سلسل و سلسال و سلسبيل ، نوشيدنى گوارا ، زياد شدن ( باء ) در سلسبيل براى اين است كه كلمه پنج حرفى شود و [ از باب زيادة المبانى تدلّ على زيادة المعانى ] « 1 » بر كمال گوارايى دلالت كند .
« عينا » در اين كلمه سه وجه است :
1 - بدل از « زنجبيلا » باشد .
2 - بدل از « كأسا » . بعضى گفتهاند : جام مؤمنان آميخته به زنجفيل است يا خدا در آن طعم زنجفيل مىآفريند و بنا بر اين قول « عينا بدل از » كأسا است .
3 - منصوب به اختصاص ( به فعل اخصّ مقدّر ) باشد ، يعنى ، اخصّ عينا .
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً
؛ خداوند زيبايى و صفاى رنگ پسران و پراكندگيشان در مجالس را براى خدمت ، به مرواريدهاى پراكنده يا مرواريدهاى تازه از صدف خارج شده تشبيه كرده است زيرا زيباترين و درخشندهترين حالت مرواريد همان لحظهاى است كه از صدف خارج مىشود .
وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً
؛ « رأيت » در اينجا نه مفعول ظاهرى دارد نه تقديرى و گويى خداوند فرموده است : و هر گاه در آنجا ديدى يعنى ديدهء بيننده به هر جا بيفتد فقط نعمتهاى فراوان و ملك عظيمى خواهد ديد .
« ثمّ » محلّا منصوب است بنا بر ظرف بودن يعنى در بهشت ملكى عظيم و فراخ و هميشگى وجود دارد . بعضى گفتهاند : هر گاه چيزى بخواهند موجود مىشود .
هامش
( 1 ) - زيادى بنا و ساختار لفظ بر فرزنى معنى دلالت مىكند - م .