خود وفا كرد ، و أوفى بنذره ، نذر خود را وفا كرد .
كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً
؛ [ روزى كه ] شرّ آن فاش و پراكنده است و مقصود از شرّ هول و وحشت و سختيهاى روز قيامت است .
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ
؛ ضمير « حبّه » به طعام بر مىگردد يعنى در عين اشتها و نياز به غذا آن را به [ نيازمندان ] مىخورانند ، نظير همين آيه است و آتى المال على حبّه [ كه ضمير حبّه به مال بر مىگردد « 1 » ] بعضى گفتهاند : ضمير در « حبّه » به خدا بر مىگردد .
از حسن روايت است كه اسيرى را خدمت رسول خدا مىآوردند پس حضرت او را به يكى از مسلمانها مىداد و مىفرمود به او نيكى كن و او دو روز يا سه روز در نزد آن مسلمان مىماند .
از قتاده روايت است كه اسير مسلمانها در آن روز مشرك بود پس برادر مسلمانت به اطعام كردن سزاوارتر است .
از ابو سعيد خدرى روايت است كه منظور از اسير برده و زندانى است .
إِنَّما نُطْعِمُكُمْ
؛ بنا بر ارادهء قول است [ يعنى اهل بيت عليهم السّلام قصد داشتند سخنى بگويند ولى نگفتند و خداوند آنچه را آنان در دل داشتند به منزلهء قول قرار داده است ] .
از سعيد بن جبير و مجاهد روايت است كه خاندان على عليه السّلام سخنى نگفتند ولى خدا از دل آنان آگاه بود از اين رو آنان را ستود ، يعنى با بخشيدن اين طعام قصد پاداش دنيوى و سپاسگزارى بر آن را نداريم زيرا اطعام مفعول « وجه » است و پاداش دادن مردم معنايى ندارد .
هامش
( 1 ) - ضمير « حبّه » به خدا بر مىگردد چرا كه علامه طباطبايى نيز در تفسير الميزان مىگويد : يطعمون الطّعام حبّا للَّه لا طعما فى الثّواب ، براى محبّت خدا اطعام مىكنند نه به طمع ثواب - م .