مقصود از انسان جنس آدميزاد است به دليل آيهء :
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ
؛ ( هل اتى / 2 ) .
بعضى گفتهاند : مقصود از انسان حضرت آدم عليه السّلام است .
از عمر بن خطّاب نقل است كه اين آيه در نزدش قرائت شده پس عمر گفت : اى كاش انسان به همان حالت اوّل كه چيزى قابل ذكر نبود باقى مىماند يعنى آفريده نمىشد و مورد تكليف قرار نمىگرفت .
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ
؛ نطفة أمشاج ، مانند « برمة اعشار ، [ هر گاه قطعه قطعه شود و به صورت دهها قطعه در آيد ] » و گويند نطفه مشمج ، و « امشاج » جمع آن نيست بلكه مشمج و امشاج در مفرد بودن مانند هم هستند و صفت مفرد بر ايشان آورده مىشود و مشجه ، با مزجه مترادف و به معناى آميختن است يعنى از نطفهاى [ آفريده شده ] كه آب مرد و زن به هم در آميختهاند .
از قتاده روايت است كه أمشاج به معناى اطوار و حالات مختلف است يعنى در يك حالت نطفه بوده بعد علقه شده و بعد مضغه و آن گاه استخوان تا انسان شده است .
نَبْتَلِيهِ
؛ محلّا منصوب است بنا بر حال بودن ، يعنى انسان را آفريديم در حالى كه قصدمان آزمودن اوست مانند اين گفته : مررت برجل معه صقر صائلا به غدا ، به مردى گذشتم كه بازى به همراه داشت و قصد داشت فردا با آن شكار كند .
شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
؛ هر دو حال براى ضمير ( هاء ) در « هديناه » هستند يعنى راه را براى انسان آشكار ساختيم و دليلها و علتها را برايش اقامه كرديم و در هر دو حال سپاس و ناسپاسى ، به او قدرت داديم .
و چون خداوند شاكر و كافر را ذكر كرد در پى آنها بيم از كيفر و وعدهء به پاداش را آورد .
إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَلاسِلَ
؛ « سلاسل » با تنوين « سلاسلا » و بدون تنوين قرائت