بلاهاست چنان كه گويند : فلان زن از نظر عفت يكى از زنهاست .
2 - حال باشد .
لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ
؛ « ان يتقدّم » محلّا مرفوع به ابتدائيّت است و « لمن شاء » خبر مقدّم است چنان كه مىگويى : لمن توضّأ ان يصلّى كسى كه وضوء گرفته نماز بخواند و معناى آيه مطلق و آزاد است هر كس بخواهد به كار خير سبقت بگيرد يا نگيرد و نظير آن است آيهء :
فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ
؛ « هر كس مىخواهد ايمان بياورد . ( و اين حقيقت را پذيرا شود ) و هر كس مىخواهد كفر ورزد » ( كهف / 29 ) .
جايز است « لمن شاء » بدل از « للبشر » باشد بنا بر اين كه آيه مكلّفانى را كه قدرت دارند انذار مىكند كه اگر خواستند در كار خير سبقت جويند و رستگار شوند و اگر خواستند عقب بمانند و هلاك شوند .
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
؛ « رهينة » مؤنّث « رهين » نيست زيرا در فعيل به معناى مفعول مذكّر و مؤنّث يكسان است و فقط اسم و به معناى رهن است مانند شتيمه كه به معناى « شتم » است و گويى فرموده است كلّ نفس بما كسبت رهين ، و نظير آن است شعر حماسى :
ابعد الّذى بالنعف نعف كويكب * رهينة رمس ذى تراب و جندل « 1 »
يعنى « رهن رمس » معناى آيه كل نفس رهن بكسبها عند اللَّه غير مفكوك ، هر نفسى در پيشگاه خدا در گرو اعمالى است كه كسب كرده و از آن جدا شدنى نيست .
إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ
؛ جز اصحاب يمين چرا كه آنها خود را با ايمان آوردن و
هامش
( 1 ) - شعر بنا به قولى از عبد الرّحمن بن زيد است كه پدرش « زياده » كشته شد و به او پيشنهاد گرفتن ديه شد و او امتناع ورزيد و خواستار قصاص شد ، آيا پس از كشته شدن پدرم كه در رمس محبوس بود و اكنون در آن محل مرتفع مدفون است به گرفتن ديه خوشحال شوم ؟ استفهام در شعر ، انكارى است ، كشاف ، ج 4 ، ص 654 ، م .