فتح ( فاء ) نيز قرائت شده و آن نفس گريزانى است كه به گريختن وادار شده است .
فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ
؛ [ گورخرانى كه ] از شير مىگريزند . « قسوره » وزن « فعوله » از قسر به معناى قهر و غلبه است ، بعضى گفتهاند « قسوره » گروهى تيراندازند كه گورخران را شكار مىكنند .
صُحُفاً مُنَشَّرَةً
؛ كاغذهايى است كه منتشر و خوانده مىشود يا نامههايى است كه در آسمان نوشته مىشود و همان ساعتى كه نوشته شود فرشتگان فرود آورند و در دست آنها منتشر گردد و به هم پيچيده نشود ، به اين دليل كه مشركان به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفتند به تو ايمان نمىآوريم مگر براى هر كدام از ما نامهاى از آسمان بياورى « 1 » كه عنوانش چنين باشد : از سوى پروردگار جهانيان به فلان پسر فلان كه در آن نامه به پيروى از تو امر شده باشد « 2 » .
كَلَّا بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ
؛ « كلّا ، هرگز » براى منع و بازداشت آنها از اين اراده و خواستن آيات است .
بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ
؛ بلكه از آخرت نمىترسند چرا كه از قرآن روى برگرداندهاند نه براى ممتنع بودن نامه ( آسمانى ) دادن ، « كلا » منع از روى گرداندن آنها از قرآن است .
إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ
؛ براستى كه قرآن يادآورى و تذكرهاى است كه در مورد خود رسا و
هامش
( 1 ) - اين سخن شبيه مطلبى است كه در آيه ، 93 ، سورهء اسراء آمده است :وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ؛ اگر به آسمان هم به روى ما به تو نمىآوريم مگر آن كه نامهاى ( از سوى خدا ) بر ما نازل كنى .
يا آيه 124 ، سورهء انعام :قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ؛ « آنها مىگويند ، ما ايمان نمىآوريم تا زمانى كه به ما نيز همان چيزى داده شود كه به رسولان الهى نازل شده » .
[ خلاصه هر كدام انتظار داشتند پيامبرى اولو العزم باشند و نامه مخصوصى از خدا دريافت كنند و اگر چنين مىشد باز هم ايمان آوردنشان معلوم نبود ] . تفسير نمونه ، ج 25 ، ص 264 ، - م .
( 2 ) - تفسير قرطبى ، مراغى ، بنا بر بعضى روايات ، گوينده سخن فوق ابو جهل و گروهى از قريش بودهاند - م .