تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
استغفار كن ( از خدا آمرزش بخواه ) ديگرى از فقر به او شكايت كرد فرمود : استغفار كن ديگرى از كمى نسل و ديگرى از كمى درآمد زمينش شكايت كرد پس تمام آنها را به استغفار امر كرد ربيع بن صبيح [ راوى ] به حسن گفت : مردانى خدمت شما آمده و از هر باب شكايت كردند و سؤالات گوناگون داشتند و شما تمامشان را به استغفار امر كرديد پس حسن آيه فوق را [ در جواب او ] تلاوت كرد « 1 » . مردى از حضرت باقر عليه السّلام پرسيد و گفت : فدايت شوم من مردى ثروتمندم و فرزندى ندارم آيا چاره‌اى هست ؟ فرمود : آرى يك سال در آخر شب صد بار استغفار كن و اگر اين عمل در شب از تو فوت شد در روز قضا كن ، زيرا خداى متعال مىفرمايد :
اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ
، تا آخر آيه ، « 2 » « از پروردگار خود آمرزش بخواهيد » ( هود / 90 ) . مدرار ؛ بر وزن مفعال [ صيغهء مبالغه ] و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است و منظور بارانى است كه بسيار ريزان است .
ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً
؛ اى كافران چرا به بزرگداشت خدا [ از شما ] اميد نداريد ، يعنى چرا در حال و وضعى نيستيد كه رد آن حال آرزو داشته باشيد خدا شما را در بهشت ، بزرگ و محترم بدارد « للَّه » شخص مورد احترام را توضيح مىدهد و اگر پس از « وقار » مىآمد صلهء آن مىشد .
وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
؛ محلّا حال است و گويى فرموده است ، ما لكم لا تؤمنون
هامش
اعتراض كرده است در صورتى كه قرينه هست كه منظور حسن بصرى است - م . ( 1 ) - و عن الحسن ، ان رجلا شكا اليه الجدب فقال استغفر اللَّه و شكا اليه الآخر الفقر فقال استغفر اللَّه و آخر قلّه النسل و آخر قلّة ريع ارضه فامرهم كلهم بالاستغفار فقال له الربيع بن صبيح ، اتاك رجال يشكون ابوابا و يسألون انواعا فامرتهم كلهم بالاستغفار فتلا له الآية . ( 2 ) - و سأل رجل الباقر عليه السّلام فقال : جعلت فداك انّى رجل كثير المال و ليس يولد لى ولد فهل من حيلة قال نعم : استغفر ربك سنة فى آخر الليل مائة مرّة فان ضيّعت ذلك باللّيل فاقضه بالنّهار فانّ اللَّه تعالى يقول :اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْالى آخر الآية .