تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
باقى بمانند در رأس نهصد سال هلاكشان سازد پس خداوند به آنان فرموده است ايمان بياوريد تا اجل و مرگ شما را تا زمان معيّن تأخير بيندازد يعنى زمانى ( هزار سال كامل ) كه خداى متعال نام برده و مهلتى قرار داده كه به آن مىرسيد و از آن تجاوز نمىكنيد .
إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ
؛ آن گاه خداوند خبر داده كه هر گاه آن مهلت برسد به تأخير نمىافتد چنان كه اين زمان به تأخير مىافتد و برايتان گزير و چاره‌اى نخواهد بود .
قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهاراً
؛ يعنى قوم خود را همواره و با جدّيت بى آن كه در خود سستى احساس كنم ، [ به خداى يكتا ] دعوت كردم .
فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً
؛ دعوت من جز بر نپذيرفتن آنان و گريز از دعوت چيزى نيفزود . دعوت را عامل افزونى گريز قرار داده يعنى در هنگام دعوت نوح عليه السّلام ، فرارشان بيشتر مىشد نظير اين آيه است ، آيهء ؛
فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ
؛ « پليديى بر پليديشان افزود » ( توبه / 125 ) .
وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ
؛ هر گاه ايشان را فراخواندم كه از كفر خويش توبه كنند پس گناهانشان را ببخشى ، خداوند مسبّب را كه بهره‌مندى خالص آنهاست ذكر كرده تا روى گرداندن آنها از نوح عليه السّلام را زشت‌تر جلوه دهد .
جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ
؛ انگشتان خود را در گوشها قرار دادند تا سخن و دعوت مرا نشنوند .
وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ
؛ و لباسهايشان را بر خود پيچيدند تا مرا نبينند و گويى مىخواستند كه لباسهايشان آنها را بپوشاند .
وَ أَصَرُّوا
؛ و بر كفر خويش ادامه دادند .
وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً
؛ و در پيروى كردن از من تكبّر ورزيدند ، آوردن مصدر بر سرپيچى و استكبار فراوان آنها دلالت دارد و آن را تأكيد مىكند .
ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً
؛ نوح عليه السّلام در دعوت قوم خود [ به خداى يكتا ] از [ روشى ]
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 436 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى