به شما عمر مىدهد ، امّا هنگامى كه اجل الهى فرا رسد تأخيرى نخواهد داشت اگر مىدانستيد . ( 4 )
( نوح ) گفت پروردگارا ! من قوم خود را شب و روز ( به سوى تو ) دعوت كردم . ( 5 )
امّا دعوت من چيزى جز « فرار از حق » بر آنها نيفزود ! ( 6 )
و من هر زمان آنها را دعوت كردم كه ايمان بياورند و تو آنها را بيامرزى انگشتان خويش را در گوشها قرار داده ، و لباسهايشان را بر خود ( پيچيدند ، و در مخالفت اصرار ورزيدند ، و شديدا استكبار كردند . ( 7 )
سپس من آنها را آشكارا ( به توحيد و بندگى تو ) دعوت كردم . ( 8 )
و پنهان آنها را به سوى تو خواندم . ( 9 )
به آنها گفتم : از پروردگار خويش آمرزش بخواهيد كه او بسيار آمرزنده است . ( 10 )
تا بارانهاى پر بركت آسمان را پى در پى بر شما فرستد ، ( 11 )
و شما را با اموال و فرزندان فراوان مدد كند ، و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختيارتان قرار دهد . ( 12 )
چرا شما براى خدا عظمت قائل نيستيد ؟ ! ( 13 )
در حالى كه شما را در مراحل مختلف آفريده است . ( 14 )
تفسير :
إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ
؛ يعنى نوح را به سوى قومش به رسالت برانگيختيم .
ان انذر ، در اصل « بان أنذر » بوده و حرف جرّ از اوّل « أن » كه فعل را نصب مىدهد حذف شده يعنى نوح را فرستاديم و به او گفتيم « أنذر ، بترسان [ قومت را ] أن » ممكن است مفسّره باشد زيرا در ارسال و فرستادن معناى قول وجود دارد .
أن اعبدوا اللَّه ؛ همان دو احتمالى كه در « أن أنذر » گفته شد در اين جمله نيز وجود دارد .
يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ
؛ « من » زايده و به قولى براى تبعيض است ، يعنى گناهان گذشتهء شما را مىآمرزد .
وَ يُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
؛ اين آيه دلالت بر وجود و اجل دارد مثل اين كه خدا حكم كرده باشد كه اگر قوم نوح ايمان بياورند هزار سال عمر كنند و اگر به كفرشان