تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
آسانتر شروع كرد و به [ روشى ] دشوارتر پيش رفت چرا كه آنان را در نهان نصيحت كرد و چون نپذيرفتند دوّمين بار آشكارا دعوت كرد و چون مؤثّر واقع نشد سوّمين بار دعوت نهان و آشكار را با هم جمع كرد ، [ كلمهء ] ثمّ ؛ بر دور بودن حالات دعوت دلالت دارد زيرا دعوت آشكارا خشن‌تر از دعوت نهانى است و جمع ميان دعوت نهان و آشكار از هر يك آن دو خشن‌تر است . در اعراب « جهارا » چند وجه است : 1 - مصدر [ و مفعول مطلق نوعى ] براى « دعوتهم » از غير جنس خودش است ، چون دعوت آشكار يكى از دو نوع دعوت است از اين رو به « دعوتهم » منصوب شده است چنان كه « قرفصاء چنباتمه زدن » به قعد منصوب مىشود چون يكى از انواع نشستن است ، يا براى اين است كه قصد نوح از دعوت آنها آشكار سخن گفتن با آنهاست . 2 - ممكن است صفت براى مصدر « دعوت » باشد ، يعنى دعاءا جهارا ، كه آن را آشكار سازى 3 - حال باشد يعنى مجاهرا در حالى كه آشكار سازد .
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ
؛ يعنى بر كفرتان و گناهانتان از خدا آمرزش بخواهيد .
إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً
؛ خدا كسى را كه آمرزش بخواهد مىآمرزد .
يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
؛ گويند چون اصرار قوم نوح بر كفر و تكذيب آن حضرت پس از چندين بار دعوت ، به طول انجاميد خدا باران را از آنان منع فرمود تا مالها و فرزندانشان هلاك شدند ، از اين روست كه خدا به آنها وعده داد كه اگر ايمان بياورند خدا فراوانى نصيب آنها مىكند و اين تنگناى مالى را از آنها بر طرف مىسازد . از حسن « 1 » روايت شده كه مردى به وى از خشكسالى شكايت كرد ، وى گفت :
هامش
( 1 ) - منظور حسن بصرى است و گرنه مفسر بزرگ ، عليه السلام مىآورد و شگفت است كه مترجم محترم جلد 25 تفسير مجمع البيان در ذيل اين روايت بر مفسر محترم كه شخص حسن را معين نكرده
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 437 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى