در بند و زنجيرش كنيد ! ( 30 )
سپس او را در دوزخ بيفكنيد ! ( 31 )
بعد او را به زنجيرى كه هفتاد ذرع است ببنديد . ( 32 )
چرا كه او هرگز به خداوند بزرگ ايمان نمىآورد . ( 33 )
و هرگز مردم را بر اطعام مستمندان تشويق نمىنمود . ( 34 )
لذا امروز در اينجا يار مهربانى ندارد . ( 35 )
و نه طعامى جز از چرك و خون . ( 36 )
غذايى كه جز خطا كاران آن را نمىخورند . ( 37 )
تفسير :
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ
؛ « امّا » شرح آن حسابرسى و سؤال و جواب در آن روز است . « هاء » از اصوات است و معناى « خذ ، بگير » از آن فهميده مىشود .
« كتابيه » در نزد كوفيان منصوب به « هاؤم » و در نزد بصريان منصوب به « اقرأوا » است چرا كه اين فعل نزديكترين دو عامل [ مذكور است ] و اصل آن هاؤم كتابى و اقرءوا كتابى ، بوده و « كتابى » اوّل حذف شده است چون دوّمى بر آن دلالت مىكند .
و نظير آن است آيهء :
آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً
؛ « [ گفت اكنون ] مس ذوب شده براى من بياوريد تا بر روى آن بريزم » ( كهف / 96 ) گفتهاند ، اگر عامل « كتابيه » « هاؤم » مىبود ، « اقرأوه » و « افرغه » ، گفته مىشد .
« هاء » در « كتابيه ، حسابيه ، ماليه ، سلطانيه » براى سكت است و بجا بود كه در حال وصل بيفتد ، و انتخاب باقى گذاشتن « هاء » در كلمات ياد شده براى اين است كه در قرآن ، ثبات « هاء » برگزيده شده است .
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ
؛ يعنى دانستم و ظنّ و گمان به منزلهء علم شمرده شده چرا كه ظنّ و گمان غالب در احكام ، جايگزين علم است .
فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ
؛ در حالتى از زندگى است كه به رضا و خشنودى منسوب است مانند : « ارع » و « نابل » و دو نسبت است يكى نسبت به حرف و ديگرى نسبت به صيغه است يا فعل [ رضايت ] را با اين كه براى صاحب « عيشه » است مجازا براى [ عيشه ] قرار داده است .