تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
نمىتوانستم فراموش كنم « 1 » . دليل نكره و مفرد آوردن « اذن » اين است كه اعلام دارد گوشهايى كه حقايق شنيده شده را نگاه دارد كم است و مردم را بدان توبيخ كند و نيز دلالت كند بر اين كه يك گوش هر گاه پندهاى الهى را نگاه دارد و در آن تعقّل كند در پيشگاه خدا به مثابهء هزاران گوش است ، و به ديگر گوشها اهميّتى داده نمىشود اگر چه پر از شنوده‌هاى ميان مشرق و مغرب باشد . و نيز « تعيها » به سكون ( عين ) براى تخفيف قرائت شده است .
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ
؛ « فإذا نفخ » به « نفخة » نسبت داده شده و چون [ فى الصّور ] ميان آن دو فاصله شده فعل « نفخ » مذكّر آورده شده است و منظور از نفخه ، نفخهء اوّل است ، بعضى گفته‌اند نفخهء آخر است ، توصف نفخه به ( واحده ) با توجّه به اين كه يك بار بيشتر نيست به منظور تأكيد است مانند :
إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ
؛ « دو خدا » ( نحل / 51 ) . و گفته‌اند : امس الدابر ، ديروز گذشته .
وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ
؛ زمين و كوه‌ها از جاهاى خودشان به وسيلهء بادى برداشته شدند ، وزش اين باد به اندازه‌اى شديد بود كه زمين و كوه‌ها را بلند كرد ، يا به وسيلهء گروهى از فرشتگان يا به قدرت خدا بدون وسيله‌اى آنها را از جاى كند .
فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً
؛ تمامى زمينها و تمامى كوه‌ها شكسته شد و بعضى از آنها به بعضى زده شد تا قطعه قطعه و درهم كوفته شد و به صورت تپّهء شن وحشتناك و غبارى پراكنده در آمد . « دكّ » از « دقّ » رساتر است ، بعضى گفته‌اند : زمينها و كوه‌ها يك نواخت گسترده شده و به صورت يك زمين هموار در آمده‌اند كه
« لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً »
؛ « در آن كجى و بلندى نبينى » ، ( طه ، 107 ) .
هامش
( 1 ) - عن النّبي صلّى اللَّه عليه و آله قال لعلىّ عليه السّلام عند نزول هذه الآية سألت اللَّه عزّ اسمه ان يجعلها اذنك يا على . قال عليه السّلام فما نسيت شيئا بعد و ما كان لى ان انسى .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 410 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى