تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ
؛ چه چيز تو را آگاه ساخت كه حاقّه چيست ؟ « ما » در
« مَا الْحَاقَّةُ »
مبتداست ، و چون « ادريك » معناى استفهام دارد از عمل كردن در « ما » معلّق [ و خبر واقع ] شده يعنى روز قيامت از نظر بزرگى و ترس بگونه‌اى است كه فهم كسى به آن نمىرسد ، پس تو از كجا به كنه و حقيقت آن و بزرگىاش آگاه شدى ؟
كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ
؛ « قارعة » چيزى است كه با ترسها و وحشتها درهم مىكوبد . « قارعه » ( كه اسم ظاهر است ) بجاى ضمير گذاشته شده تا بر معناى كوبندگى موجود در « الحاقّة » و فزونى در توصيف سختى آن دلالت كند و چون از « حاقّه » و بزرگى موقعيّت آن ياد كرد خداوند سبحان از نابود كردن كسانى خبر داد كه آن را تكذيب كردند تا به اهل مكّه يادآور شود و آنها را از عذابى كه به آنان رسيده است بيم دهد .
بِالطَّاغِيَةِ
؛ رويدادى كه شدّت آن از حدّ گذشت و آن لرزش بىاندازه يا صيحه يا صاعقه بود ، بعضى گفته‌اند : « طاغيه » مصدر است ، يعنى به سبب طغيانشان [ هلاك شدند ] .
فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ
؛ ( صرصر ) بادى است كه بسيار صدا دارد و نعره مىكشد بعضى گفته‌اند : مقصود باد سرد و از ريشهء « صرّ » است و گويى بادى است كه سردى در آن تكرار شده و بسيار است و از شدّت سردى سوز دارد . در معناى « عاتيه » دو قول است : 1 - بادى است كه از فرمان موكلان ( فرشتگان مأمور باد ) سرپيچى كند و بدون كيل و وزن بيرون آيد ( بوزد ) . 2 - بادى است كه با شدّت وزش خود بر قوم عاد فرستاده شد و نتوانستند خودشان را از آن نگاه دارند .