تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
« زنيم » از « زنه » و آن چيزى از پوست بز است كه بريده مىشود و در گردنش آويخته مىگردد زيرا آن پوست زيادى است كه به غير اهلش چسبيده است [ كنايه از وليد حرامزاده است كه چسبيده به قومى است كه از آنها نيست . ]
أَنْ كانَ ذا مالٍ وَ بَنِينَ
؛ در اين جمله دو احتمال هست : 1 - متعلق به « و لا تطع » باشد ، يعنى از مغيره كه اين عيبها را دارد به خاطر بهره‌مندىاش از دنيا و رفاهى كه دارد اطاعت مكن . 2 - ممكن است متعلق به جملهء بعد باشد يعنى به سبب ثروتمندى و تقويت او به فرزندانش از او اطاعت مكن كه آيات ما را تكذيب كرده است « قال » كه جواب « اذا » است در
« أَنْ كانَ ذا مالٍ »
عمل نمىكند چرا كه جملهء ما بعد شرط در جملهء ما قبل آن عمل نمىكند ، بلكه معناى تكذيب كه جمله بر آن دلالت دارد در آن عمل مىكند . « ان كان » به صورت استفهام با دو همزه « أ ان كان » و با همزهء ممدود يعنى « ألان كان ذا مال » خوانده شده است ، اگر كسى داراى مال باشد بايد [ آيات خدا را ] تكذيب كند .
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ
؛ خرطوم به معناى بينى است و صورت بهترين جا در بدن است و بينى بهترين جاى صورت است از اين رو آن را محلّ عزّت و حميّت قرار داده‌اند و « انفه ، زير بار ننگ نرفتن » را از آن مشتقّ كرده و گفته‌اند « حمى أنفه » و « شمخ بأنفه » عزيز شد و تكبّر كرد و عزّت و بزرگى در انف و بينى است ، پس خداى سبحان از داغ نهادن بر بينى به كمال خوارى و اهانت تعبير كرده است زيرا داغ نهادن بر صورت عيب و ذلّت است پس چگونه خواهد بود اگر اين عيب در بهترين جاى صورت ( بينى ) باشد و در آوردن لفظ « خرطوم » نوعى ذلّت است . بعضى گفته‌اند : معناى جمله اين است كه به زودى در روز قيامت با علامتى زشت علامت گذارى شود كه با آن علامت از ديگر كافران باز شناخته شود همانطور كه با پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به نوعى دشمنى كرد كه با آن از ديگر كافران جدا شد .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 392 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى