تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
سخنى نقل مىكند و منظور از « نميم » « نميمه » و به معناى سخن چينى است .
مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ
؛ در بخشيدن مال بخيل است . ابن عبّاس گويد : كسى است كه فاميل و قبيله خود را از دين اسلام منع مىكند و او وليد بن مغيره بود كه ثروت بسيار داشت و ده پسر و به آنها از روى تعصّب مىگفت : هر يك از شما مسلمان شويد او را از بخشش خود محروم مىكنم . مجاهد گويد : او اسود بن عبد يغوث بوده است . سدّى گويد : وى اخنس بن شريق بوده است .
مُعْتَدٍ أَثِيمٍ
؛ كسى كه از حق تجاوز كرده و ستمكار است و بسيار گناهكار .
عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ
؛ شخص منّاع خير پس از آن كه منع خير را از عيبها شمرده متجاوز و تند خواست ، زنيم ، زنازاده است ، حسّان گويد :
و انت زنيم نيط فى آل هاشم * كما نيط خلف الراكب القدح الفرد « 1 »
. وليد در ميان قريش زنا زاده بوده و پس از گذشت هجده سال از ولادت وليد ، پدرش ( مغيره ) او را فرزند خود خواند و اين عمل از زشت ترين عيبهاى اوست زيرا كسى كه ستم كند و قلبش سياه شود بر هر گناهى جرى مىشود و براى اين كه اگر نطفه پليد باشد شخصى هم كه از آن نطفه به وجود مىآيد پليد است از اين رو پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : زنازاده و فرزندش و فرزند فرزندش وارد بهشت نمىشود . از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت است كه : جواظ ( كسى كه بسيار مال گرد مىآورد و از ديگران منع مىكند ) جعظرى ، ( شخص خشن ) . عتل زنيم ؛ « شكمباره و بد خو » و ستمگر و حرامزاده ، وارد بهشت نمىشود .
هامش
( 1 ) - حسّان بن ثابت در اين شعر وليد بن مغيره را مخاطب قرار داده مىگويد : او زنا زاده و چسبيده به آل هاشم است مانند گوش شتر يا گوسفند كه ببرند و براى علامت آويزان كنند شاعر ، وليد را به اين پوست بريده شده و به جام خالى آويخته در پشت سر شخص سواره تشبيه كرده است . كشّاف ، ج 4 ، پى نوشت ص 587 ، - م .