هلاكتى آنان را احاطه كرد .
فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ
؛ پس مانند باغى شد كه ميوههايش را چيدهاند چون ميوههايش نابود شده بود ، بعضى گفتهاند : مانند شب تاريك شد يعنى باغ آتش گرفت و به خاكسترى سياه مبدّل شد .
فَتَنادَوْا
؛ يعنى بعضى از آنها بعضى ديگر را در وقت صبح صدا زدند .
أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ
؛ يعنى اگر شما قصد چيدن ( انگور ) و درويدن ( گندم و غيره ) و بريدن خرما را داريد صبح زود روى بياوريد .
فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ
؛ پس به باغشان رفتند در حالى كه آهسته با هم سخن مىگفتند .
أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ
؛ « ان » مفسّره است و نهى از داخل شدن مسكين به معناى اجازهء دخول ندادن به آنهاست مانند : لا ارينّك هاهنا .
وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ
؛ « حرد » از حاردت السّنه است هر گاه سال ، خير خودش را منع كند ، يعنى صبح كردند در حالى كه معتقد بودند مىتوانند [ بر مساكين ] سخت بگيرند و بهره به دست آورند ، يا چون گفتند :
« أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ »
در حالى كه نيّت آنها پليد بود خدا آنان را مجازات كرد به اين كه باغشان خير نداشت و از خير آن محروم شدند پس صبح بر سر كشتهء خود نرفتند بلكه صبح به نقطهاى رفتند كه بى خير بود .
« قادرين » به عنوان ريشخند مقصود عكس معناى آن است ، يعنى پيش خودشان فكر مىكردند كه مىتوانند محصولاتشان را بچينند و مسكينان را محروم سازند .
« على حرد » صله « قادرين » نيست ، بعضى گفتهاند : « على حرد » به اين معناست كه بسرعت و نشاط قصد باغشان كردند و به خودشان مىگفتند ما مىتوانيم محصولاتمان را جمع كنيم يا مىپنداشتند كه به مقصودشان يعنى چيدن محصولات و محروم كردن مسكينان خواهند رسيد .