تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً
؛ هنگامى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله رازى را به يكى از زنان خود يعنى حفصه فرمود و آن سخنى بود كه خداوند وى را به پنهان داشتن آن امر كرده بود .
فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ
؛ هنگامى كه حفصه به زنان ديگر پيامبر آن خبر را داد و راز را افشا كرد .
وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ
؛ و خداوند پيامبر را به وحى از افشاى آن سخن آگاه ساخت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله حفصه را به بعضى از آنچه فاش كرده بود خبر داد و از بعض ديگر خوددارى و اعراض كرد و بزرگوارانه گذشت كرد و بعضى از جريان را به حفصه خبر نداد . سفيان گفته است : همواره تغافل كردن كار كريمان و بزرگواران است . « عرّف » بدون تشديد نيز قرائت شده است يعنى از او گذشت كرد و از اين گفتار كه به بدكار مىگويند [ گرفته شده ] لاعفونّ لك ذلك و قد عرفت ما صنعت ، با اين كه مىدانم چه كرده‌اى از عمل زشت تو گذشت مىكنم و [ از همين مورد است ] آيهء
أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ
، آنان كسانى هستند كه خدا از دلهايشان آگاه است . و پاداش آن اين بود كه آنها را رها ساخت فلمّا نبّأها ؛ و هنگامى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله حفصه را از آنچه اظهار كرده بود خبر داد حفصه گفت : چه كسى اين جريان را به تو خبر داد ؟
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ
؛ به پيشگاه خدا توبه كنيد ، خطاب به عايشه و حفصه به طريق التفات از غيبت به خطاب است تا در سرزنش آنها رساتر باشد .
فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما
؛ در شما ( دو نفر ) چيزى يافته كه موجب توبه مىشود و آن منحرف شدن دلهاى شما از امرى واجب است كه خالص بودن با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است و اين كه هر چه را آن حضرت دوست دارد دوست بداريد و هر چه را آن حضرت نمىپسندد نپسنديد . از حضرت صادق عليه السّلام روايت است : از تصميمى كه شما دو نفر بر مسموم