خانوادهتان را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگاه داريد ، آتشى كه فرشتگانى خشن و سختگير بر آن گمارده شدهاند ، و هرگز با فرمان خدا مخالفت نمىورزند و دستورات او را دقيقا اجرا مىكنند ! ( 6 )
اى كسانى كه كافر شدهايد ؛ امروز عذر خواهى نكنيد ، چرا كه تنها به اعمالتان جزا داده مىشويد ! ( 7 )
تفسير :
[ شأن نزول ]
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ
؛ روايت شده كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله در روز نوبت عايشه با ماريهء ( قبطيّه ) خلوت كرد و حفصه ( دختر عمر ) از آن آگاه شد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به او فرمود : اين راز مرا پنهان بدار من ماريه را بر خودم حرام كردهام و به حفصه خبر داد كه ابو بكر و عمر پس از آن حضرت به حكومت مىرسند و با اين سخن او را خشنود ساخت و از حفصه خواست اين خبر را پنهان بدارد و او پنهان نداشت و خبر را به عايشه اعلام كرد و هر كدام خبر را براى پدر خود بازگو كرد پس خدا پيامبرش را از آن آگاه ساخت و حضرت حفصه را طلاق داد و بيست و نه شب از زنان خود كناره گرفت و در خانه ماريه بسر برد .
روايت است كه حضرت در خانهء زينب دخت جحش عسلى نوشيد پس عايشه و حفصه توافق كرده و به حضرت گفتند : بوى شيرهء عرفط ( درخت عرعر ) از تو استشمام مىكنيم و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از بوى بد كراهت داشت و عسل را بر خود حرام كرد ، معناى آيه اين است كه چرا كنيز و عسل را كه خدا بر تو حلال كرده بر خود حرام ساختهاى .
تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ
؛ تبتغى حال يا تفسير براى « تحرّم » يا جملهء مستأنفه است يعنى با آن تحريم خشنودى زنانت را مىطلبى و آنان از تو سزاوارترند كه خشنودى تو را بخواهند و آن طور كه زمخشرى پنداشته اين عمل براى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله