تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
هر گاه قصدشان اين باشد كه بلندى و پستى مقام او را در نزد فلانى توصيف كنند چون عربها راست را مبارك و چپ را شوم مىدانند ، از اين رو از يمن يمنى را براى يمين و از شؤم شومى را براى شمال مشتق كرده‌اند . و اگر پرنده يا آهويى از سمت راستشان ظاهر مىشد به فال نيك مىگرفتند و اگر از سمت چپ ظاهر مىشد به فال بد ، گفته شده :
« أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ »
بهشتيانى هستند كه دست راستشان را مىگيرند و وارد بهشت مىكنند و
« أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ »
دوزخيانند كه دست چپشان را گرفته به دوزخ مىبرند . ما اصحاب الميمنه و ما اصحاب المشامة ؛ نوعى شگفتى از حال دو گروه از نظر سعادت و شقاوت است چنان كه گويند اينها چگونه مردمى هستند .
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ
؛
« السَّابِقُونَ »
كسانى هستند كه حالشان را شناختيد و وصف آنها به شما رسيده است مانند گفتهء شاعر :
انا ابو النجم و شعرى شعرى « 1 »
؛ يعنى شعر من همان است كه شناختى و فصاحتش را شنيدى .
أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
؛ مبتدا و خبر است ؛ يعنى كسانى كه درجاتشان در باغهاى پر از نعمت نزديك است ، يعنى در بالاترين درجاتند .
ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ
؛ يعنى جماعت بسيارى از مردم گذشته « ثلّه » از « ثل » به معناى شكستن است چنان كه امّت از امّ به معناى شكافتن و شكستن است ، گويى آنها گروهى هستند كه از مردم جدا شده‌اند و معناى جمله اين است كه سابقين بسيارى از اوّليها هستند و آنها امّتهايى از زمان حضرت آدم تا زمان حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله مىباشند .
هامش
( 1 ) - مصراع دوم شعر اين است :للَّه درى ما اجنّ صدرى .من ابو نجم شخصيتى بزرگ هستم و عامل بزرگى ، سينه‌ام را به معانى شگفت ، محيط و مسلّط ساخته است . تفسير كشّاف ، ج 4 ، ص 458 ، سطر 2 ، - م .