حقيقتش اين است كه نفس خود را در آنچه به آن حديث كرده دروغگو ندانسته در اين كه توان و قدرت مقابلهء با او را دارد .
زهير گويد :
ليث بعثر يصطاد الرّجال اذا * ما اللّيث كذّب عن اقرانه صدقا « 1 »
يعنى هر گاه قيامت واقع شود بازگشتى برايش نيست .
خافِضَةٌ رافِعَةٌ
؛ خبر مبتداى محذوف است يعنى هى خافضة رافعة .
إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا
؛ يعنى زمين سخت به حركت آيد تا آنجا كه كوهها و ساختمانهاى روى آن منهدم شود .
« إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا »
يا به
« خافِضَةٌ رافِعَةٌ »
منصوب است يا بنا بر بدل بودن از
« إِذا وَقَعَتِ »
.
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا
؛ كوهها مانند آرد نرم شود ، يا در روى زمين كوهها به راه افتد از بسّ الغنم ، هر گاه گوسفندان راه بيفتند .
فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا
؛ كوهها با عظمتشان مانند گرد و غبار پراكنده شوند .
وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً
؛ شما در آن روز سه صنف خواهيد بود .
فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ
؛ پس اصحاب ميمنه و ياران دست راست آنهايى هستند كه نامهء اعمالشان به دست راستشان داده مىشود و اصحاب مشأمه و ياران دست چپ آنهايى هستند كه نامهء اعمالشان را به دست چپشان مىدهند ، يا معنايش اين است كه اصحاب ميمنه صاحبان مقامى رفيع و اصحاب مشأمه صاحبان مقامى پستند از گفته عرب فلان من فلان باليمين او بالشّمال فلان در دست راست يا چپ فلانى است
هامش
( 1 ) - شخصى شجاع در عثر [ اسم مكانى است ] مردان را مىكشد هر گاه سواركار قوى در جنگ ضعيف شود و از همگنان خود بترسد آن شجاع قوى شود و تصميم قطعى بگيرد و حريف خود را بكشد - عاريه آوردن ليث بجاى شخص شجاع استعارهء تصريحيّه و آوردن اصطياد ( شكار كردن ) استعارهء ترشيحيّه و ذكر صدق و كذب در شعر صنعت مطابقه است . تفسير كشّاف ، ج 4 ، پانوشت ص 456 ، - م .