جاى دارند . ( 12 )
گروه بسيارى از امّتهاى نخستين هستند . ( 13 )
و اندكى از امّت آخرين مىباشند . ( 14 )
آنها ( مقرّبان ) بر تختهايى كه صف كشيده و به هم پيوسته است قرار دارند . ( 15 )
در حالى كه بر آن تكيه كرده و روبروى يكديگرند . ( 16 )
تفسير :
إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ
؛ « اذا » ظرف از معناى ليس است چون تقدير جمله لا يكون لوقعتها كاذبة ؛ ( وقوع قيامت دروغ نيست ) ، يا « اذا » ظرف براى فعل محذوف است و تقدير جمله ، اذا وقعت خفضت قوما و رفعت آخرين است ، يعنى چون قيامت روى دهد گروهى پست و گروهى بلند مرتبه شوند و
« خافِضَةٌ رافِعَةٌ »
بر اين معنى دلالت مىكند .
ابن جنّى گويد : « اذا » [ در آيهء ] اوّل محلّا مرفوع به ابتدائيّت است و « اذا » [ در آيهء ] دوّم خبر « اذا » ى اوّل است و ظرف بودنشان را از دست دادهاند و معناى جمله اين است كه زمان وقوع قيامت زمانى است كه زمين با لرزش حركت كند و معناى جمله اين است كه هر گاه شدنى بشود و پديده پديد آيد و آن روز قيامت است ، و چون وقوع قيامت حتمى است متّصف به وقوع شده است .
كاذِبَةٌ
؛ آن گاه كه قيامت واقع شود هيچ نفسى بر خدا دروغ نمىبندد و در اخبار از قيامت كه غيب است و وقوع آن دروغى نيست ، چون در اين هنگام هر نفسى مؤمن و راستگو و تصديق كنندهء قيامت است ، ولى امروز در دنيا بيشتر مردم دروغگو و تكذيب كنندهاند .
« لام » در لوقعتها نظير « لام » در قول خداوند ؛
قَدَّمْتُ لِحَياتِي
است ؛ « [ اى كاش ] براى اين زندگى چيزى فرستاده بودم » ( فجر / 24 ) .
گفته شده : « كاذبه » مانند عافيه به معناى تكذيب است مانند گفتار عرب ، حمل فلان على قرنه فما كذب ، فلانى بر همسن و سال خود حمله كرد و نترسيد و