چرا كه خداوند فرموده مرجان از دو دريا بيرون مىآيد با اين كه از درياى شور بيرون مىآيد چون وقتى هر دو با هم تلاقى كردند گويى يكى شدهاند و گويى خداوند فرموده مرجان از دريا بيرون مىآيد و از تمام دريا بيرون نمىآيد بلكه از بعضى بيرون مىآيد چنان كه مىگويى از شهر بيرون شدم در حالى كه از قسمتى از شهر بيرون شدهاى ، گفته شده : لؤلؤ و مرجان از تلاقى درياى شور و شيرين بيرون مىآيند .
وَ لَهُ الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ
؛ منظور از جوارى كشتيهاست ، منشآت به فتح و كسر « ش » قرائت شده است ، به فتح كشتيهايى است كه بادبانهايش بلند باشد و به كسر كشتيهايى است كه بادبانهايش را بالا زده باشند ، يا كشتيهايى هستند كه با حركت خود موجهايى ايجاد مىكنند .
كَالْأَعْلامِ
؛ « اعلام » جمع علم و آن كوه بلند است .
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
؛ تمام موجودات روى زمين هلاك مىشوند و از هستى به نيستى مىروند .
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ
؛ يعنى ذات حق باقى مىماند و از وجه به كلّ و ذات تعبير مىشود .
ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
؛ صفت وجه است كه بزرگتر از آن است كه به آفريدگان و كارهايشان تشبيه شود ، يا خدايى كه شكوه و جلال اولياء و برگزيدگانش در نزد اوست و اين صفت از صفات بزرگ خداست .
در حديث است كه به يا ذا الجلال و الإكرام ، مداومت كنيد . [ گويى سؤالى مقدّر است كه در فانى چه نعمتى موجود است ؟ جوابش اين است ] ، نعمتى كه در فانى شدن وجود دارد اين است كه پس از فنا زمان پاداش مىرسد .
يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
؛ اهل آسمانها آنچه به دينشان مربوط مىشود درخواست مىكنند و اهل زمين آنچه را به دين و دنيايشان مربوط است درخواست