تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
گويند و فرمودهء پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله نيز از همين نوع است : انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللَّه و عترتى . كتاب و عترت را پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله ثقلين ناميده چون از موقعيّت بلند و اهميّت بسيارى برخوردارند .
يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ
؛ توضيح دنبالهء آيه است ، اى انس و جن اگر مىتوانيد كه از حكم من بگريزيد و از زمين و آسمانم بيرون رويد اين كار را بكنيد . سپس فرموده : نمىتوانيد به اطراف آسمان و زمين نفوذ كنيد مگر با قدرت و نيروى بسيار و كجا شما چنان نيرويى داريد . نظير همين گفتار است آيهء :
وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ
؛ « شما هرگز نمىتوانيد بر ارادهء خدا چيره شويد و از حوزهء قدرت او در زمين و آسمان فرار كنيد . » ( عنكبوت / 23 ) .
شُواظٌ
؛ به ضمّ و كسر ( ش ) به معناى زبانهء خالص و بدون دود آتش است .
نُحاسٌ
؛ دود است و بعضى گفته‌اند : مس گداخته است كه روى سرشان ريخته مىشود . از ابن عباس روايت است كه هر گاه [ مشركان ] از گورهايشان بيرون شوند زبانه‌اى از آتش آنها را به محشر سوق مىدهد « 1 » . نحاس ؛ در اعراب نحاس دو قول است : 1 - رفع ، بنا بر اين كه عطف بر « شواظ » باشد ، 2 - جرّ بنا بر اين كه عطف بر نار باشد .
فَلا تَنْتَصِرانِ
؛ نمىتوانيد جلو اين بلا را بگيريد .
انْشَقَّتِ السَّماءُ
؛ آن گاه كه آسمان بشكافد و بعضى از آن از بعضى جدا شود .
فَكانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهانِ
؛ پس آسمان مانند گل سرخ مىشود . كالدهان ؛ مانند روغن زيتون ، چنان كه فرمود ، كالمهل كه درد روغن زيتون است و نام چيزى است كه به وسيلهء آن روغن مالى مىكنند يا جمع « دهن » است گفته
هامش
( 1 ) - عن ابن عبّاس ، اذا خرجوا من قبورهم ساقهم شواظ الى المحشر .