آنها مانند گهواره است كه در روى آن تصرّف مىكنند « 1 » .
فِيها فاكِهَةٌ
؛ در زمين انواع ميوههاست كه مردم از آن برخوردار مىشوند .
ذاتُ الْأَكْمامِ
؛ هر چيزى است كه پوشيده در غلافى است مانند ليف خرما و شاخهاش و غلاف شكوفه خرما و از تمام آنها استفاده مىشود چنان كه از آنچه در غلاف است مانند خرما و درون آن و شاخههاى نخل استفاده مىشوند گويند منظور از اكمام ليف خرماست و مفردش « كم » به كسر كاف است .
ذُو الْعَصْفِ
؛ « عصف » برگ زراعت است ، گويند منظور از « عصف » انجير است .
وَ الرَّيْحانُ
؛ « ريحان » رزق و خوراك انسانهاست و آن دانهء خوراكى است و مقصود ميوههايى است كه از آن لذّت مىبرند و علاوه بر لذّت جنبهء غذايى دارد مانند ميوه درخت خرما و آنچه از خرما مورد تغذيه است مانند دانهء خرما ، ريحان به كسر ( ن ) نيز قرائت شده و معناى جمله اين است دانه داراى برگهايى است كه علوفهء چهار پايان است و ريحان خوراك انسان .
« ريحان » به ضمّ ( ن ) نيز قرائت شده بنا بر اين كه « و ذوا الرّيحان » بوده است مضاف حذف و مضاف اليه جانشين او شده است .
بعضى گفتهاند : معناى جمله اين است كه در زمين ريحانى است كه بوييده مىشود .
وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّيْحانُ
؛ به نصب نيز قرائت شده يعنى و خلق الحبّ و الرّيحان ، خدا دانه و ريحان را آفريد يا اخصّ الحبّ و الرّيحان ، بوده است .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
؛ اى جنّ و انس كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مىكنيد دليل بر مخاطب بودن انس و جنّ كلمه « للأنام » و قول خداوند
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ
، است .
هامش
( 1 ) - عن الحسن ، للإنس و الجنّ فهى كالمهاد لهم يتصرّفون فوقها .