حدوث و پديده بودنشان دارد و اين كه صانعى دارند كه آنها را به وجود آورده است ، اين دو جمله با ( الرّحمن ) پيوند معنى دارند و آن روشن شدن اين نكته است كه حساب همان حساب خداست و سجود براى اوست نه ديگرى و گويى فرموده است : بحسبانه و يسجدان له به حساب خدا حركت مىكنند و براى خدا سجده مىكنند .
وَ السَّماءَ رَفَعَها
؛ خداوند آسمان را بلند و برافراشته آفريد چون آن را سرآغاز تشريع احكام و محلّ نزول اوامر و نواهى و مسكن فرشتگانش قرار داد كه با وحى بر پيامبرانش فرود مىآيند .
وَ وَضَعَ الْمِيزانَ
؛ ميزان هر چيزى است كه با آن اشياء سنجيده مىشود و اندازههاى آن معلوم مىگردد تا به آن وسيله به عدالت برسند ، بعضى گفتهاند :
مقصود از ميزان عدالت است .
أَلَّا تَطْغَوْا
؛ به معناى لئلّا تطغوا است ، براى اين كه از حق و عدل تجاوز نكنيد . يا « ان » را مفسّره ( به معناى [ اى ] بگيريم « و لا تطغوا نهى جداگانه باشد » .
وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ
؛ يعنى به عدل وزن كنيد .
وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ
؛ آن را با كم دادن ناقص نكنيد و اين كلام امر به برابرى و نهى از طغيانى است كه تجاوز و فزونى است و نهى از زيانكارى است كه نقصان و كم دادن است و تكرار لفظ ميزان براى تأكيد و اهميّت دادن به سفارش به رعايت عدل در سنجش است .
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ
؛ زمين را گسترش داد و آن را براى مردم بر روى آب كشيد .
لِلْأَنامِ
؛ منظور آفريدگان امّت يعنى هر جنبندهاى كه بر روى زمين قرار دارد .
از حسن [ بصرى ] روايت شده كه منظور از « انام » انس و جنّ است و زمين براى