تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
پايمال كند و اصلش « ضوزى » بوده و مانند « بيض » و « عين » است كه « واو » قلب به « ياء » شده تا « ياء » سالم بماند . اين كلمه به همزه « ضئزى » از « ضأزه » نيز قرائت شده .
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ . . .
؛ « هى » به بتها بر مىگردد يعنى اين كه شما بتها را خدا ناميده‌ايد و آنها را دختران خدا دانسته‌ايد نوعى نامگذارى بىمعناست چرا كه شما چيزهايى را خدا ناميده‌ايد كه به خدا بودن از هر چيز دورترند ، يا ضمير « هى » به لات و عزّى و منات برگردد يعنى اين نامهايى كه شما از روى هواى نفس خدا ناميده‌ايد و پنداشته‌ايد كه لات از اللَّه و عزّى از عزيز است هيچ دليلى نداريد كه بر درستى اين نامگذارى بدان تمسّك كنيد .
سَمَّيْتُمُوها
؛ شما نامگذارى كرده‌ايد گويند : سمّيته زيدا و سمّيته بزيد . او را زيد ناميدم ، و او را به نام زيد ناميدم .
إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ
؛ آنها پيروى نمىكنند جز از گمان پوچ و خواهشهاى نفسانيشان كه خود را بر حق مىدانند و دليلهايى كه بر بطلان اعتقادشان اقامه شده و آنچه براى هدايتشان آمده است ترك مىكنند .
أَمْ لِلْإِنْسانِ ما تَمَنَّى
؛ « ام » منقطعه و همزه براى انكار است يعنى انسان نمىتواند به نعمتهاى دنيوى و اخروى كه آرزو مىكند برسد بلكه خداوند بر حسب مصلحت آنها را به انسان مىدهد بنا بر اين دنيا و آخرت از آن خداست و به هر كس مىخواهد مىدهد و به هر كس نمىخواهد نمىدهد .
وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ . . .
؛ يعنى با اين كه فرشتگان بسيارند و در پيشگاه خدا قرب و منزلت دارند شفاعتشان هيچ كس را بىنياز نمىكند مگر پس از آن كه خدا نسبت به هر مؤمن و موحّدى كه بخواهد و راضى به شفاعت كردنش باشد اجازهء شفاعت بدهد . بنا بر اين چگونه بتها از پرستندگان خود در پيشگاه خدا شفاعت خواهند كرد .
لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى
؛ مىگفتند : فرشتگان دختران خدايند .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 165 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى