تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
است گويى كه در انتهاى بهشت است .
عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى
؛ در كنار سدرة المنتهى بهشت جاويدان قرار دارد كه پرهيزكاران به آنجا مىروند ، گفته شده ارواح شهيدان در آنجا مسكن مىگزينند . از حضرت على عليه السّلام و ابو درداء « جنّة المأوى » با « هاء » روايت شده است و از حضرت صادق عليه السّلام نيز به همين صورت يعنى با سايه‌هايش آن را پوشانيده و در آن وارد شده است .
إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ
؛ سدرة المنتهى در هاله‌اى از نور و حسن و صفا فرو مىرود و توصيف آن بىپايان است ، گفته شده : گروه زيادى از فرشتگان روى سدره را مىپوشانند . از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت است كه بر روى هر برگ سدرة المنتهى فرشته‌اى را ايستاده ديدم كه تسبيح خدا مىگفت « 1 » . معناى آيه اين است كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله در شب معراج جبرئيل را به صورت خودش ديد در حالى كه درخت سدره از آفريدگانى پوشيده بود كه بر شكوه و عظمت خدا دلالت داشت .
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
؛ چشم پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله خيره نشد و چشم آن حضرت به طور كامل ثابت بود بى آن كه از ديدن جبرئيل خيره يا منحرف شود يا از ديدن شگفتيهايى كه مأمور به ديدن آنها بود چشمش از حدّ اعتدال و موارد تعيين شده عدول كند .
لَقَدْ رَأى
؛ يعنى سوگند به خدا پيامبر هنگام عروج به آسمان آيات پروردگار را ديد كه اين آيت بزرگترين آنها بود و شگفتيهاى ملكوت به آن حضرت نشان داده شد . « من » براى تبعيض است چون آنچه پيامبر ديد بعضى از آيات خدا بود .
هامش
( 1 ) - عن النّبي صلّى اللَّه عليه و آله : رأيت على كلّ ورقة من ورقها ملكا قائما يسبّح اللَّه عزّ و جلّ .