مگر بعد از آن كه خدا براى هر كس بخواهد و راضى باشد اجازهء ( شفاعت ) دهد . ( 26 )
كسانى كه به آخرت ايمان ندارند فرشتگان را دختر ( خدا ) نامگذارى مىكنند . ( 27 )
آنها هرگز به اين سخن يقين ندارند تنها از ظنّ و گمان بىپايه پيروى مىكنند ، با اين كه گمان هرگز انسان را از حق بىنياز نمىكند . ( 28 )
حال كه چنين است از اينها كه از ذكر ما روى مىگردانند و جز زندگى مادّى دنيا را نمىطلبند ، اعراض كن . ( 29 )
اين آخرين حدّ آگاهى آنهاست ، پروردگار تو كسانى را كه از راه او گمراه شدهاند به خوبى مىشناسد ، و به هدايت يافتگان از همه داناتر است . ( 30 )
تفسير :
أَ فَرَأَيْتُمُ
؛ آن گاه خداوند سبحان مشركان را مخاطب قرار داده و فرموده است : اى كسانى كه خيال مىكنيد لات و منات و عزّى در حالى كه از جنس اناثند خدا هستند ، « لات » بت قبيلهء ثقيف بوده كه در طائف مىزيستند ، بعضى گفتهاند : « لات » بتى بود آويخته بر درخت خرما كه قريش آن را مىپرستيدند . « عزّى » بتى بود كه طايفهء غطفان مىپرستيدند « منات » بت طايفهء هذيل و خزاعه بوده است ، بعضى گفتهاند :
اين سه بت ياد شده بتهايى از سنگ در كعبه بوده كه آنها را مىپرستيدند .
« اخرى » صفت « منات » است و صفت ذمّ است يعنى بت كم ارزش آخرى و ممكن است در نظر بت پرستان « لات و عزّى » در درجهء اوّل و تقدّم بودهاند و مىگفتند : فرشتگان با اين بتها دختران خدايند پس به آنها گفته شده است :
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى
؛ ممكن است مقصود اين باشد كه بتهاى سهگانه دخترند و حال آن كه شما آنها را شريك خدا قرار داديد و از اين كه براى شما دختر زاده شود و به شما منسوب گردد استنكاف كرديد بنا بر اين چگونه دختران را خدا ناميديد با آن كه شما گروهى هستيد كه اگر بين دختر و پسر مخيّر شويد پسر را انتخاب مىكنيد .
تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى
؛ اين نوع تقسيم كه دختران سهم خدا و پسران سهم شما باشد يك تقسيم غير عادلانه است . « ضيزى » از ضازه يضيزه ، است هر گاه حق او را