تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
گفته شده : جبرئيل به بندهء خدا محمّد صلّى اللَّه عليه و آله وحى كرد آنچه را خداوند به جبرئيل وحى كرد . گويند : خدا به پيامبر اسلام وحى كرد كه تا تو و امّتت وارد بهشت نشويد ورود ديگر انبيا و امّتهايشان به بهشت حرام است .
ما كَذَبَ الْفُؤادُ
؛ صورت جبرئيل را كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله با چشم ديده بود در دل تكذيب نكرد ؛ يعنى وقتى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله جبرئيل را ديد دلش نگفت او را نمىشناسم و اگر اين سخن را مىگفت دروغگو بود چون جبرئيل را شناخته بود به اين معنى كه با چشم او را ديده بود و با دلش شناخته بود و در حق بودن آن ترديدى نداشت . « كذب » به تشديد « ذال » نيز قرائت شده يعنى آن را تصديق كرد و ترديدى به دل راه نداد كه صورت خود جبرئيل است .
أَ فَتُمارُونَهُ
؛ از « مراء » به معناى جدال و ستيز است و از مرى الناقه مشتق است كه هر يك از ستيزگران به آنچه در اختيار رفيقش بود ستيز مىكرد . أ فتمارونه ؛ « أ فتمارونه » نيز قرائت شده و از ماريته فمريته ، است يعنى آيا در ستيز و مجادله بر پيامبر غالب مىشويد از اين رو به « على » متعدّى شده است چنان كه گويند : غلبته على كذا ، در فلان موضوع بر او غالب آمدم ، گفته شده : « أ فتمارونه » به معناى أ فتجحدونه است ، آيا منكر او مىشويد .
وَ لَقَدْ رَآهُ
؛ يعنى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله جبرئيل را يك بار ديگر كه از آسمان بر او نازل مىشد به صورت واقعىاش در سدرة المنتهى ديد ، آن درختى است آشكار در سمت راست عرش بالاى آسمان هفتم ميوه‌اش مانند درختهاى انگور داربست شده و برگش مانند گوشهاى فيل است شخص سواره در سايه‌اش هفتاد سال راه مىرود . منظور از منتهى محل پايانى است و هيچ كس از آن نمىگذرد و علم فرشتگان و غير فرشتگان به آن جا ختم مىشود و هيچ كس آن سوى آن خبر ندارد ، گفته شده : ارواح شهيدان به آنجا منتهى مىشود ، گويند : سدرة المنتهى همان درخت طوبى