بوديم . ( 26 )
امّا خداوند بر ما منّت گذارد و ما را از عذاب كشنده حفظ كرد . ( 27 )
ما از قبل خدا را به عنوان نيكوكار و رحيم مىخوانديم ( و مىشناختيم ) . ( 28 )
حال كه چنين است تذكّر ده ، و به لطف پروردگارت تو كاهن و مجنون نيستى . ( 29 )
بلكه آنها مىگويند او شاعرى است كه ما انتظار مرگش را مىكشيم ! ( 30 )
بگو : انتظار بكشيد كه من هم با شما انتظار مىكشم ( شما انتظار مرگ مرا و من انتظار نابودى شما را ! ) . ( 31 )
آيا عقلهايشان آنها را به اين اعمال دستور مىدهد ؟ يا قومى طغيانگرند ؟ ( 32 )
تفسير :
« فِي جَنَّاتٍ »
يعنى در چه بهشتهايى و در چه نعمتهايى ، يا در بهشتهاى مخصوصى كه ويژهء آنها آفريده شده و نعمتهايى كه مختصّ آنهاست .
« فاكِهِينَ »
« فكهين » نيز قرائت شده و بنا بر حال بودن منصوب است ، يعنى در حالى كه از نعمتهاى خدادادى لذّت مىبرند .
وَ وَقاهُمْ رَبُّهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ
؛ در واو « وقيهم » دو احتمال هست :
1 - واو حاليّه و « قد » در تقدير گرفته شود .
2 - در صورتى كه ما را مصدريّه بگيريم مىتوان به وسيله « واو » عاطفه جمله را بر آتهم عطف گرفت يعنى فاكهين بايتائهم ربّهم و وقايتهم العذاب ؛ با دادهء پروردگارشان و نگاهدارى خداوند آنان را از عذاب از نعمتهاى بهشت لذّت مىبرند .
كُلُوا وَ اشْرَبُوا
؛ بخوريد و بنوشيد خوردنى و نوشيدنى گوارا . يا طعام و نوشيدنى گوارا كه پيآمدهاى ناگوارى ندارد .
وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ
؛ آنان را همنشين حورانى سفيد روى پاكيزه قرار مىدهيم .
عِينٍ
؛ چشمانى درشت و زيبا و روشن دارند .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
؛ عطف بر « حور عين » است يعنى آنان را با رفيقان و همنشينان مؤمن قرين مىسازيم ، پس گاه از بازى با حور العين بهرهمند مىشوند و گاه از انس