راه منافذ پوست بدن وارد بدن مىشود و آتش جهنّم ( بدان مناسبت ) سموم ناميده شده است .
إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ
ما در دنيا كه بوديم پيش از بازگشت به سوى خدا و ديدار رحمتش خداى را مىخوانديم و او را يگانه دانسته و مىپرستيديم .
إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ
؛ همانا خدا احسان كنندهاى بسيار مهربان است ، إنّه به فتح همزه به معناى لأنّه نيز قرائت شده است .
فَذَكِّرْ
؛ اى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله در موعظه كردن و تذكّر دادن به مردم ثابت و پايدار باش و دعوت آنها را به خدا ترك نكن اگر چه نسبت به تو بدگويى كنند چرا كه گفتارشان باطل است .
فَما أَنْتَ
؛ با لطفى كه خدا به تو دارد تو نه كاهنى و نه ديوانه چنان كه دشمنان مىگويند بلكه تو پيامبرى راستگويى .
رَيْبَ الْمَنُونِ
؛ منظور رويدادهاى روزگار است ، و گفتهاند مقصود از آن مرگ است ، و بر وزن فعول از « منّه » است هر گاه آن را قطع كند از اين رو [ مرگ ] شعوب ناميده شده است . ( دشمنان ) گفتند ما براى محمّد منتظر حوادث روزگار بوديم كه مانند شاعران پيش از او هلاك شود .
فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ
؛ همانطور كه شما انتظار هلاكت مرا داريد من نيز منتظر نابودى شما هستم .
أَحْلامُهُمْ
؛ عقولشان آنها را به تناقض گويى در گفتار فرا مىخواند كه بگويند كاهن و شاعر است با اين كه او را مجنون مىگويند در حالى كه قريش اهل عقل و خرد خوانده مىشدند .
أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ
؛ آنان در عناد ورزى طغيان كرده و طغيان و عنادشان آنها را به تكذيب تو وا داشته با اين كه حق برايشان آشكار شده است .