تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
بشنوند ، ترك شديدى آنها را فرا مىگيرد . سپس هنگامى كه خدا و رحمت و مغفرت واسعه‌اش را متذكر مىشوند ، اندامشان نرم و دلهايشان آرام مىشود . و چون « لان » معناى فعلى را كه به « الى » متعدى مىشود در بردارد ، به الى متعدى شده است و گويا خداوند فرموده است : سكنت ، يا اطمأنت الى ذكر اللَّه ، يعنى با ياد خدا مطمئن مىشوند و نرمى بىانقباض و اميد بىترس و خوف مىيابند . از آن جا كه رحمت خدا بر غضبش پيشى دارد ، در عبادت تنها به « ذكر اللَّه » بدون ذكر رحمت ، اكتفاء شده است ، بنا بر اين اصل و اساس كار خدا بر رحمت و رأفت است و گويا خداوند فرموده است : هنگامى كه خدا و مبناى كار او را كه بر رحمت و مهربانى است ، متذكر مىشوند ترس دلشان و لرزش اندامشان بدل به اميد و نرمى مىشود .
ذلِكَ هُدَى اللَّهِ
؛ اشاره به « كتاب » است ، و آن كتاب ، هدايت الهى است و با آن هر كس از بندگانش را كه بخواهد ، يعنى پرهيزكاران را ، براى رسيدن به مقام اين خوف و رجا ، توفيق مىدهد و هدايت مىفرمايد . يا اين كه « ذلك » اشاره است كه خوف و رجا هدايت الهى است ، يعنى اثر هدايت خداوند ، كه همان لطف اوست ، همين بيم و اميد است و چون اين بيم و اميد به سبب هدايت حاصل شده ، خداوند آن را هدايت ناميده است .
يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ
؛ خداوند به وسيلهء اين اثر هر كس از بندگانش را كه بخواهد هدايت مىكند . مقصود اين است كه هر كس با اين افراد خائف و راجى دوستى و مصاحبت كند و آنها را در حال بيم و اميد ببيند ، از آنها پيروى مىكند .
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
؛ كسانى را كه خدا گمراه كند ، يعنى به علت قساوت دلشان لطف خدا در آنها اثر نكند ، هيچ چيز ديگرى براى راهنمايى در آنها اثرى ندارد و هدايت نمىشوند .
أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ
؛ اين عبارت در اصل : أ فمن يتقى بوجهه سوء