تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
شوند . ( 28 ) خداوند مثلى مىزند : مردى را كه چند تن در او شريكند [ مانند برده‌اى كه ميان چند نفر مشترك باشد ] . و بر سر او اختلاف دارند و مردى را كه تسليم فرمان يك نفر است ، آيا اين دو يكسانند ؟ سپاس مخصوص خداست ولى بيشترشان نمىدانند . ( 29 ) تو مىميرى و آنها نيز مىميرند . ( 30 ) سپس تمام شما روز قيامت نزد پروردگارتان مخاصمه و دادخواهى مىكنيد . ( 31 )

تفسير :

قُرْآناً عَرَبِيًّا
؛ هر دو كلمهء حال تأكيدى هستند . چنان كه گويند : جاءني زيد رجلا صالحا ، زيد كه مرد صالحى است ، پيش من آمد و ممكن است كه منصوب به مدح باشند [ و فعل مدح حذف شده باشد ] .
غَيْرَ ذِي عِوَجٍ
؛ مستقيم است و هيچ گونه كجى و تضاد و اختلافى در آن نيست ، واژهء « عوج » مخصوص كجيهاى معنوى است نه انحرافهاى ظاهرى و لفظى .
رَجُلًا فِيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ
؛ برده‌اى كه مشترك ميان چند شريك است و شريكها پيوسته با هم اختلاف و نزاع دارند و هر يك مىخواهد كه آن برده تنها در خدمت او باشد و او هم بايد به نوبت خدمت كند .
وَ رَجُلًا سَلَماً لِرَجُلٍ
؛ و مردى كه تسليم يك مالك است و تنها خالص براى اوست و در آنچه صلاح اوست به او اعتماد مىكند و توجه و همّ او فقط به يك چيز است ، آيا كدام يك از اين دو بنده حالش بهتر و كارش به صلاح نزديك‌تر است ؟ مقصود اين است كه خداوند مجسم كرده حال كسى را كه به خدايان متعدد عقيده دارد و از نظر مذهبى هر يك از آنها بندگى و عبوديت او را براى خود مىخواهند و بر سر اين موضوع با يكديگر منازعه و اختلاف مىكنند و هر يك پيروزى خود را مىخواهد و آن برده ، سرگردان و بلا تكليف است و نمىداند كه كدام معبود را عبادت و به كدام يك اعتماد كند و حال كسى را كه تنها به يك خدا عقيده دارد و آنچه را او دستور داده است انجام مىدهد . و به آنچه او را خوشنود يا