تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
قول در تقدير است و در اصل قلنا له اركض برجلك بوده است ، يعنى ما به او گفتيم كه پايت را به زمين بزن و اين چشمهء آب سردى است كه هم با آن بدنت را شست و شو مىدهى و از آن مىآشامى تا هم ظاهر بدنت و هم باطنت بهبودى يابد . برخى از مفسران گويند : در آن جا دو چشمه پديد آمد كه با يكى غسل كرد و از ديگرى آشاميد تا اين كه به اذن خداوند مرضها از ظاهر و درون او رفتند .
رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ
؛ كلمهء « رحمة » و « ذكرى » هر دو مفعول لأجله هستند و معنا اين است كه بخشيدن خانواده‌اش را به او ، به خاطر رحمت و مهربانى به او بود و به اين خاطر بود ، كه خردمندان متذكر شوند ، زيرا اگر آنها چنين بخششى را بفهمند ، تشويق مىشوند كه در بلاها صابر و شكيبا باشند .
وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً
؛ فعل « خذ » عطف بر « اركض » است و واژهء « ضغث » به معناى يك مشت پر از چوبهاى نازك خرما ( يا مانند آن ) است و سبب آن اين بود كه همسرش در امرى او را ناراحت كرده بود و ايوب عليه السلام سوگند ياد كرده بود كه هر گاه خوب شود ، صد تازيانه به او بزند .
فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ
؛ و يك مرتبه ( چوبهاى نازك را ) به او بزن و سوگندت را نشكن .
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً
؛ ما دانستيم كه او در برابر بلاهايى كه ما او را گرفتار كرده بوديم ، صابر و شكيباست .

[ سوره ص ( 38 ) : آيات 45 تا 54 ]

وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ ( 45 ) إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ ( 46 ) وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ ( 47 ) وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ ( 48 ) هذا ذِكْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ ( 49 ) جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ ( 50 ) مُتَّكِئِينَ فِيها يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَ شَرابٍ ( 51 ) وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ ( 52 ) هذا ما تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسابِ ( 53 ) إِنَّ هذا لَرِزْقُنا ما لَهُ مِنْ نَفادٍ ( 54 )
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 341 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى