دست دادهاند .
كلمهء « أبصار » جمع بصر است كه مقصود خرد و بينايى عقلى است .
إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ
؛ ما آنها را نسبت به خودمان خالص قرار داديم و خصلت خلوص و پاكدلى ، كه هيچ چيز با آن نياميخته است ، به آنها داديم و سپس آن خصلت خالص را با عبارت
« ذِكْرَى الدَّارِ »
تفسير و بيان كرده و اين خود گواه است كه آنها با خلوص و صفا و بدون هيچ كدورتى پيوسته به ياد آخرت بودهاند .
برخى عبارت
« بِخالِصَةٍ ذِكْرَى »
را : بخالصة ذكرى ، به اضافه ، خواندهاند و مقصود اين است كه ذكر آخرت چنان خالص و پاك بود كه هيچ اراده و قصد ديگرى همراه آن نبود و تنها همت و عزم آنها ذكر آخرت بود و نه چيز ديگر و معناى جملهء
« ذِكْرَى الدَّارِ »
يا اين است كه آنها پيوسته به ياد آخرت بودند به طورى كه آن ياد آخرت باعث شده بود كه امور دنيا را فراموش كنند ، و يا معنا اين است كه آنها پيوسته به ياد آخرت بودند به طورى كه آن ياد آخرت باعث شده بود كه امور دنيا را فراموش كنند ، و يا معنا اين است كه آنها همواره به فكر آخرت بودند و تمايل و رغبت به آن داشتند و نسبت به دنيا زاهد و بىنظر بودند . چنان كه مقام و شأن پيامبران همين است .
برخى از مفسران گفتهاند : مقصود از ذكرى الدار ، حمد و ستايش نيك است در دنيا و زبان راستى كه براى ديگران نيست و منظور اين است كه آنها را به سبب اين خصلت ، مقام ذكرى الدار دادهايم و اين كه آنها اهل اين صفت و خصلت هستند ، و يا مقصود اين است كه ما آنها را خالص كرديم به توفيق يافتن
« ذِكْرَى الدَّارِ »
لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ
؛ آنها پيش ما ، از ميان انسانها ، از برگزيدگان هستند .
كلمهء « اخيار » جمع خيّر ( با تشديد ) يا خير بدون تشديد است ، مانند : اموات ، كه جمع ميّت و ميت است .
وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ
؛ اگر
« وَ الْيَسَعَ »
را به همين صورت بخوانيم ، حرف تعريف