تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
بر « يسع » داخل شده است و چنانچه مانند بعضيها الليسع بخوانيم حرف تعريف بر ليسع داخل شده است . اين كلمه بر وزن فيعل از مادهء : لسع ، به معناى گزيدن است .
وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ
؛ تنوين در كلمهء « كل » عوض از مضاف اليه است و اصل آن : كلهم من الأخيار ، بوده است .
هذا ذِكْرٌ
؛ آن نوعى از ذكر است و منظور قرآن است و چون خداوند ذكر پيامبران و ائمه را بيان كرد و به پايان رساند ، گفت
« هذا ذِكْرٌ »
چنان كه گويند : هذا باب .
وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ
؛ سپس خداوند در پى داستان مذكور بر آن شد تا داستان بهشت و اهل آن را بيان كند ، لذا فرمود
« إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ . . . »
يعنى جاى بازگشت نيكويى براى پرهيزگاران است و چون داستان بهشت را تمام كرد و خواست كه به دنبال آن داستان اهل دوزخ را بيان كند فرمود : هذا و ان للطاغين لشر مأب . بعضى گويند : مقصود اين است اينها كه گفتيم ، ذكر شرافت و نيكيهايى است كه پيوسته آنها را با آن ياد مىكنند . ابن عباس گفته است : اين ذكرى از انبياى گذشته است .
« جَنَّاتِ عَدْنٍ »
اين عبارت معرفه است . به دليل اين كه در آيه فرمود : جنات عدن التي وعد الرحمن عباده ؛ « بهشت عدنى كه خداوند براى بندگان صالح وعده فرموده » « 1 » عبارت
« جَنَّاتِ عَدْنٍ »
عطف بيان براى جملهء
« لَحُسْنَ مَآبٍ »
مىباشد .
مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ
؛ كلمهء « مفتحة » حال است و عامل آن ، مفهوم فعلى است كه در كلمهء « للمتقين » مىباشد . در اين كلمه ضميرى است كه به « جنات » بر مىگردد و كلمهء « أبواب » بدل از آن ضمير است . و در تقدير چنين است : مفتحة هى الأبواب ، چنان كه گويند : ضرب زيد اليد و الرجل ؛ دست و پاى زيد را زدند و اين بدل اشتمال است .
قاصِراتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ
؛ كلمهء « اتراب » جمع « ترب » است ، گويا آنها را « أتراب » مىنامند ، براى اين كه خاك ، آنها را در يك زمان لمس مىكند ( در يك وقت متولد
هامش
( 1 ) مريم / 61 .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 344 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى