تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مىكرد و هر دو يا سه نفر را به يك زنجير مىبست و هر گاه سركشى و نافرمانى مىكردند ، آنها را تنبيه و ادب مىكرد . واژهء « صفد » به معناى قيد و بند است و بخشش و عطا را هم صفد مىگويند ؛ زيرا بخشش باعث مىشود كه نعمت گيرنده ( منعم عليه ) اسير و در قيد عطا و نعمت باشد . برخى ميان دو فعل « صفد » و « أصفد » تفاوت گذاشته‌اند و گفته‌اند : صفد به معناى قيد و أصفد به معناى بخشش است .
هذا عَطاؤُنا
؛ معناى اين آيه است كه آنچه از سلطنت و بسط قدرت بىحساب و نعمتهاى بسيار زيادى كه قابل شمارش نيست ، به تو بخشيديم ، يا مقصود اين است كه از اين نعمتها آنچه را كه ببخشى يا نبخشى ، روز قيامت از آن پرسش و حسابى نمىشود .
فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ
؛ كلمهء « فامنن » از مادهء « منّت » و به معناى عطا و بخشش است ، يعنى از اين نعمتها خواستى ببخشش و خواستى نبخش تصرف در آن به تو واگذار شده است . يا مقصود اين است كه از شيطانهايى كه مسخر تو هستند هر كس را كه خواستى ، با آزاد كردن ، ببخش و هر كس را كه خواستى در اختيار خود نگهدار و در اين مورد حسابى بر تو نيست .
وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ
، مسلّما براى سليمان در روز قيامت پيش ما نعمتهاى جاويدى موجود است : و آن مقام بلند و تقرب نزد ما و فرجام نيك است .

[ سوره ص ( 38 ) : آيات 41 تا 44 ]

وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ ( 41 ) ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ ( 42 ) وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ ( 43 ) وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ( 44 )