بسيار بخشندهاى . ( 35 )
ما باد را ، رام او كرديم تا آهنگ هر جا كند به فرمانش به نرمى روان شود . ( 36 )
و ديوها را كه هم بنّا بودند و هم غوّاص ، به فرمان او گذاشتيم . ( 37 )
و گروه ديگرى ( از شيطانها ) را كه در غل و زنجير بودند در اختيار او قرار داديم . ( 38 )
اين عطاى بىحساب ماست ، به هر كه خواهى ببخش و از هر كه خواهى نگهدار . ( 39 )
و براى او ( سليمان ) پيش ما مقامى ارجمند و سرانجامى نيك است . ( 40 )
تفسير :
نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
؛ اين عبارت در اصل : نعم العبد هو . . . ، بوده است و مخصوص به مدح ( هو ) حذف شده است . و علت نيكى او اين بوده است كه توبه مىكرد و در كارهاى خود ، بسيار به خدا روى مىآورد . يا مقصود از « اواب » اين است كه بسيار به تسبيح و تقديس خدا رجوع مىكرد ، زيرا هر تسبيح كنندهاى بسيار اواب است .
الصَّافِناتُ الْجِيادُ
؛ منظور از « صافنات » اسبانى هستند كه روى سه پا مىايستند و سر سم يك دست را روى زمين مىگذارند [ گويى هر آن آمادهء حركتند ] و واژهء :
جياد ، به معناى اسبان تند رو است كه گامهاى فراخترى دارند . خداى سبحان ، دو صفت نيك اين اسبان را كه يكى در حال ايستادن و يكى در حال دويدن است ، با هم ذكر فرمود .
أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي
؛ فعل « احببت » معناى فعل متعددى به « عن » را در بردارد و گويا سليمان گفته است : انبت حبّ الخير عن ذكر ربّى ؛ دوستى اين اسبان را بر ياد خدا برگزيدم ، يا گفته است :
جعلت حب الخير مغنيا عن ذكر ربى ؛ دوستى اسبان را بىنياز كننده از ياد خدا قرار دادم .
مقصود از « خير » مال و ثروت است چنان كه در اين آيهها آمده است :
وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ
؛ و انسان بر دوستى مال دنيا سخت فريفته است ( عاديات - 8 )
إِنْ تَرَكَ