قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ
؛ عبارت
« لَقَدْ ظَلَمَكَ »
جواب قسم محذوف است و كلمهء سؤال مصدرى است كه به مفعول اضافه شده است و چون « سؤال » متضمن معناى اضافه است به وسيلهء « الى » به مفعول دوم ( نعاجه ) متعدى شده است و گويا حضرت داود گفته است : باضافة نعجتك الى نعاجه ، يعنى آن شخص كه از تو سؤال و در خواست كرده است كه يك ميش خود را به ميشهاى او اضافه كنى ، به تو ستم كرده است .
وَ قَلِيلٌ ما هُمْ
، حرف « ما » در اين عبارت زيادى است و مفهوم آن شگفتى و مبالغه در اندكى آنهاست .
وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ
؛ چون ظن و گمان قوى در چيزى مانند علم و يقين است ، كلمهء « ظن » كنايه از علم است و به جاى آن گفته شده است و در حقيقت آيه : علم داود ، بوده است ، يعنى داوود يقين كرد و دانست كه ما او را مورد آزمايش قرار داديم و ناگزير به همسر « اوريا » گرفتارش كرديم .
گويند : در زمان داوود عادت و رسم مردم اين بود كه مردى براى خاطر مرد ديگرى كه شيفتهء همسر او شده است ، همسر خود را ترك مىكرد تا ديگرى بتواند با او ازدواج كند . و اتفاقا چشم داوود به همسر مردى به نام او ريا افتاد و شيفتهء او شد و از شوهرش خواست كه همسر خود را ترك كند ، او هم از داوود شرم كرد كه قبول نكند و همسرش را طلاق داد و داوود با او ازدواج كرد و به اين سبب به داوود گفته شد : تو با اين جايگاه بلند و همسران بسيارى كه دارى ، شايسته نبود از مردى كه تنها يك همسر دارد بخواهى كه او را ترك كند ، برخى گويند كه اوريا از آن زن خواستگارى كرد و حضرت داود هم خواستگارى كرد و خانوادهء آن زن حضرت داوود را برگزيدند .
از حضرت على عليه السلام روايت شده كه فرمود : كسى را پيش من نمىآورند كه بگويد داوود با همسر اوريا ازدواج كرده ، مگر اين كه دربارهء او دو حد جارى