تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
چنين است : و هل أتاك نبؤ تحاكم الخصم ، حين « تسوّروا المحراب » يعنى آنها از ديوار محراب بالا رفتند و بر داوود وارد شدند . واژهء « سور » به معناى ديوار بلند است و اين مانند عبارت : تسمّه است كه هنگام بالا رفتن از : سنام ( كوهان شتر ) گفته مىشود . و مانند تفزعه است كه هنگام به فزع آوردن به كار برده مىشود .
إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ
؛ جملهء « اذ دخلوا » بدل از عبارت « اذ تسوّروا » مىباشد . لا تخف خصمان بغى بعضنا على بعض ، كلمهء خصمان خبر براى مبتداى محذوف است . و اصل آن « نحن خصمان » بوده است .
وَ لا تُشْطِطْ
؛ جور و ستم نكن ، چنان كه شاعر گفته است . ألا يا لقومى قد أشطّت عوازلى . « 1 »
إِنَّ هذا أَخِي
؛ كلمهء « أخى » يا بدل از « هذا » و يا خبر براى « ان » است و مقصود از برادر ، يا برادر دينى است و يا در دوستى و محبت برادر است و يا انس و الفت .
فَقالَ أَكْفِلْنِيها
؛ آن ميش را به ملكيت من بده ، و حقيقت
« أَكْفِلْنِيها »
اين است كه آن را در كفالت و سرپرستى من قرار ده ، مانند كفالتى كه از اموال خود مىكنم .
وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ
؛ يا معنا اين است كه در حرف زدن و حجت آوردن و مجادله بر من پيروز مىشود و يا مقصود از « خطاب » خواستگارى كردن زن است چنان كه گويند : خطبها هو ، مرد آن زن را خواستگارى كرد و گويند : خاطبنى خطابا يعنى او در خواستگارى بر من غلبه كرد ، زيرا وى با آن زن ازدواج كرد ، نه من بنا بر اين كلمهء « نعجة » كنايه از زن است . هم چنان كه شاعر در اين شعر كلمهء « شاة » را كنايه از زن آورده است : يا شاة ما قنص لمن حلت له حرمت علىّ وليتها لم تحرمى . « 2 »
هامش
( 1 ) - اى قوم من براستى كه خانواده من ستم كرده‌اند . ( 2 ) - اى گوسفند شكار نشده براى چه كسى حلال شده‌اى كه بر من حرام شده‌اى و اى كاش حرام نمىشدى .