الاوتاد « 1 » .
برخى از مفسران گويند : اين صفت به مناسبت اين است كه مردم را با كوبيدن ميخ به بدنهاى آنها شكنجه مىكرد .
أُولئِكَ الْأَحْزابُ
؛ « اولئك » اشاره به اين است كه آن احزابى را كه از سپاهيان شكست خورده قرار داديم همين گروههايى هستند كه گفته شدند . ( قوم عاد ، فرعون ، ثمود . . . ) و اين كافران قريش هم از آن گروههايى هستند كه پيامبران را تكذيب كردند .
إِنْ كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ
، خداوند در آيهء پيش ضمن جملهء خبرى ، تكذيب آن گروهها را به طور مبهم بيان كرده و سپس در اين آيه ، ضمن جملهء استثنايى ، آن را توضيح داده كه هر يك از اين گروهها تمام پيامبران را انكار كردند ، زيرا هر گاه گروهى پيامبرى را انكار كند مانند اين است كه تمام آنها را انكار كرده است .
فَحَقَّ عِقابِ
؛ به سبب انكارشان واجب و لازم است كه آنها را آن طور كه شايستهء عذابند ، كيفر كنم .
وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً
؛ اين كافران مكه انتظارى ندارند مگر يك صيحهء آسمانى را .
ما لَها مِنْ فَواقٍ
؛ آن صيحهاى كه بازگشت و مهلتى براى آن نيست . كلمهء « فواق » هم به فتح « فاء » و هم به ضم آن خوانده شده است يعنى هنگامى كه صيحه بيايد ، به اندازهء مدت فواق هم مهلت داده نمىشود . واژهء فواق يا زمان دو دوشيدن شير از پستان است كه بسيار اندك است . و يا فاصلهء دو زمانى است كه حيوانى بچهاش را شير مىدهد و مقصود اين است كه هر گاه وقت صيحه بيايد ، به اندازهء اين مقدار از
هامش
( 1 ) - مسلما آن مردم در آن سرزمين كه اكنون ويرانه است در سايه سلطنت و قدرت ثابت و آسايش زندگى مىكردند .